تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
حمزة ليثى و على صقرى * إذ رام شيب و ابوك قهرى فخضبا منه ضواحى النحر * اعطيت وحشي ضمير الصدر هتكت للوحشى حجاب الستر * ما للبغايا بعدها من فخر
بالجمله معاويه بعد از اين گيردار با اروى گفت عفى اللّه عما سلف اى خاله از آنچه گذشته سخن مگوى و حاجت خود را بخواه عقد الفريد گويد قالت ما لى اليك حاجه و خرجت عنه ) گفت مرا با تو حاجتى نيست و آهنك مراجعت نمود معاويه بسوى عمرو بن العاص و مروان از در كراهت نگران شد و گفت به خدا قسم نشنيدم اين كلمات را جز از شما يعنى اگر شما با او عتاب نمىكرديد مر او شما را چنين مفتضح نمىكرد واى بر شما باد كه مرا در چنين عرصهء رسوائى كشانيديد و بنا به روايت بلاغات النسا معاويه گفت اى عمه حاجت خود را بخواه اروى فرمود شش هزار دينار محل حاجت من است . معاويه گفت با اين دنانير چه مىخواهى بكنى اروى فرمود دو هزار دينار آن را مىخواهم چشمه‌اى در ارض خواره خريدارى كنم براى فقراى بنى الحارث بن عبد المطلب و دو هزار ديگر آن را جوانان بنى الحارث بن عبد المطلب را براى ايشان عيال تزويج كنم و دو هزار ديگر آن را خرج زيارت بيت اللّه و در اصلاح شدائد زمان صرف بنمايم معاويه گفت بسيار پسنديده است اين مصارف كه نام بردى و بسيار بموقع است پس فرمان كرد كه شش هزار دينار باروى بدهند و گفت اگر على بن ابي طالب بود هرگز چنين عطائى با تو نمىكرد اروي فرمود راست گفتى براى اينكه على بن ابى طالب اداى امانات فرمودى و بامر خدا عمل كردى و از قانون شريعت بر كنار نشدى و اما تو اى معاويه امانات را ضايع ساختى و بخيانت در مال خداوند متعال پرداختى و مال اللّه را دادى به كسانى كه حق آنها نبود و استحقاق آن را نداشته‌اند و خداوند متعال در كتاب كريم خود مواضع آن حقوق را مبين و معين ساخته و امير المؤمنين ما را به‌سوى اخذ حقوق دعوت فرمود و تو آتش حرب را برافروختى و او را مشغول ساختى كه ديگر به كارى نتوانست پرداخت اى معاويه بر من منت مىگذارى كه حق مرا به من مىدهى من از مال تو چيزي سؤال نكردم بلكه سؤال من از مالى كه خداوند متعال آن را
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 337 | شيخ ذبيح الله محلاتى