تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
الأدمة مديد القامه و ما بينكما قرابته كقرابة لفرس المضمر من الاتان المقرف « 1 » فاسئل امك عما اخبرتك ) يعنى اى پسر زن زانيه تو هم‌سخن مىگويى به خدا قسم است هرآينه تو بغلام حارث بن كلده كه بشير نام داشت شباهتت بيشتر است از حكم بن العاص كه ترا به آن نسبت مىدهند براى اينكه كبودي چشم تو و سرخى موى و كوتاهى قامتت و زشتى صورت تو همانند غلام حارث بن كلده است نه حكم بن العاص چه آنكه من حكم را ديده‌ام موى او فروهشته است و چهرهء او گندم‌گون است و قامت او بلند است و قرابت تو با حكم مثل قرابت اسب رونده است با حمار بدنژاد از مادرت پرسش كن تا ترا آگهى دهد . آنگاه روى با معاويه كرد و گفت سوگند با خداى جرات و جسارت اين جماعت جز از تو نيست و تو آن‌كس باشى كه مادرت روز جنك احد در حق حمزه اين اشعار گفته .
نحن جزينا كم بيوم بدر * و الحرب بعد الحرب ذات سعر ما كان عن عتبة لي من صبر * ابى و عمى و اخى و صهرى شفانى وحشي غليل صدرى * شفيت قلبى و قضيت نذري فشكر وحشى على عمرى * حتى تغيب اعظمى فى قبرى
و در ناسخ در جلد متعلق بتاريخ امام حسن عليه السّلام روايت كرده كه اروى فرمود دختر عم من هند را چنين پاسخ داد
خزيت فى بدر و غير بدر * يا بنت جبار عظيم الكفر قبحك اللّه قبيل الفجر * بالهاشميين طوال السمر
هامش
( 1 ) مقرف بر وزن محسن اسبى را گويند كه فحل او عربى نباشد چنانچه هجنه اسبى را گويند كه از طرف مادر بدنژاد مىباشد كنايه از اينكه تو از طرف پدر و مادر هر دو بدنژاد و خباثت دارى ) يا معنى اين است كه همچنان‌كه بين اسب رونده و الاغ بدنژاد نسبى نيست بين تو و حكم نيز نسبى نيست .
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 336 | شيخ ذبيح الله محلاتى