عرض كرد اى مولاى من بگذار تا قتال كنم چه قتل بر من سهلتر مىآيد از اينكه بدست بنى اميه اسير گردم آن حضرت فرمود تو با زنان ما بيك حال خواهى زيست و او را به زبان حفادت و موعظت بازگردانيد از آنسوى وهب را مطروح و مجروح به خاك افكندند زوجهء وهب سرعت كرده خود را بر زبر شوهر افكند و خون از چهرگانش همى مسح كرد شمر ذى الجوشن اين بديد غلام خود را فرمان داد تا عمودي بر سر آن زن زد كه روحش بشاخسار جنان پرواز كرد و اول زنى بود كه در سپاه حسين شربت شهادت نوشيد آنگاه كوفيان وهب را بنزد ابن سعد آوردند فقال ما اشد صولتك و فرمان داد تا سرش را از تن برگرفتند و بسپاه حسين پرانيدند مادر وهب سر فرزند را برگرفت و ببوسيد و گفت ( الحمد للّه الذى بيض وجهى بشهادتك بين يدي ابى عبد اللّه ثم قالت الحكم للّه يا امة السوء اشهد ان النصارى فى بيعها و المجوس في كنائسها خير منكم ) پس از روى خشم سر وهب را بسوى لشكرگاه عمر سعد پرانيد از قضا آن سر به سينه قاتل وهب آمد و بدان زخم درگذشت آنگاه مادر وهب عمود خيمه بگرفت و بسوى حربگاه تباخت اين و ارجوزه بساخت .
انا عجوز سيدى ضعيفة * خالية بالية نحيفة
اضربكم بضربة عنيفه * دون بنى فاطمة الشريفة
و دو تن به خاك هلاك انداخت حضرت حسين ع او را باز گردانيد و قال لها ارجعى فقد وضع الجهاد من النسا فانك مع جدى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم في الجنة پس مادر وهب باز شد و گفت الهى لا تقطع رجائى فقال الحسين ع لا يقطع اللّه رجاك يا ام وهب
زوجه وهب
كه آنفا ذكر شد و او اول زني بود كه در زمين كربلا در راه نصرت حضرت حسين ع بدرجه رفيعه شهادت رسيد .
ام عمرو بن جناده
نامش بحريه بنت مسعود الخزرجى مكشوف باد كه رجز مذكور را كه ام وهب سروده