سكينه را مدت هشتاد سال زندگانى اتفاق افتاد والدهء ماجدهاش رباب دختر امر القيس است كه بعد از اين ترجمه او بيايد .
اقول و تاييد مىكند قول ايشان را خبرى كه در ترجمه خواهرش فاطمه عنقريب ذكر خواهد شد كه جناب سيد الشهداء سكينه را در معرض نكاح درآورد و تا دختر نه سال را تمام نكند پدر هرگز او را بمعرض نكاح در نمىآورد و اين قصه قبل از وقعهء كربلا بوده است بمدتى .
و مرحوم حاجى محمود نظام العلماء در كتاب شهاب الثاقب عمر آن مخدره را در زمين كربلا بيستساله مىداند بنابراين عمر آن مخدره هفتاد و هفت سال مىشود و اللّه العالم .
ازواجها ع
در خيرات حسان شوهر اول را عبد اللّه بن الحسن مىنويسد كه در وقعه كربلا شهيد شد
و صاحب ناسخ و ديگران گويند كه امام حسن عليه السّلام دو عبد اللّه داشته يكى اكبر كه كنيه او ابو بكر بوده و ديگر عبد اللّه اصغر و شوهر دوم او مصعب بن زبير بود و بروايت سبط ابن جوزى و ديگران به تزويج مصعب رضا نمىداد چون مصعب سلطنت داشت برداشت كار بر آن مخدره سخت گرفت مصلحت چنين افتاد از مصعب دخترى آورد نام او را باسم مادرش رباب گردانيد و مصعب مهر آن مخدره را ششصد هزار درهم و قيل هزار هزار درهم قرار داد و دخترى كه از مصعب آورد در جمال نظير نداشت فكانت تلبسها اللؤلؤ و تقول ما البسها اياه الا لتفضحه يعنى مرواريد بر اين دختر نپوشم مگر براى اينكه جمال دختر من جمال مرواريد را خوار كند و چون مصعب مقتول شد عبد الملك بن مروان خواست تا سكينه را از بهر خود كابين بندد عليا مخدره سكينه قسم ياد كرد كه بعد از قتل پسر زبير هرگز اين امر صورت نخواهد گرفت عبد الملك هم بر آن مخدره فشار نياورد تا اينكه شوهر سوم او عبد اللّه بن عثمان بن عبد اللّه بن حكيم