تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
از نوازش آنها را مخير ساخت بين اقامت در شام و حركت بسوى مدينه عليا مخدره زينب فرمود ردنا الى المدينة فانها مهاجرة جدنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس يزيد نعمان بن بشير كه از صحابهء رسول خدا بشمار مىرفت طلبيد و سى نفر و بروايتى پانصد نفر از سپاهيان بهمراه او كرد و گفت اين اهل بيت را بمدينه برسان و اسباب سفر آنها را آنچه لازم بود مهيا كرد و سفارش نمود كه هر مكان خود آنها اختيار مىنمايند رهسپار باش و هرجا كه مىخواهند فرود آيند و شما از آنها دور تر آئيد كه بر زنان دشوار نباشد براى قضاي حاجت و بيرون رفتن پس يزيد فرمان داد شتران فراهم كردند و مالهاى بسيار روي نطعها بريخت و گفت اى زينب و اى ام كلثوم اين اموال را مأخوذ داريد تا عوض خون حسين بوده باشد عليا مخدره فرمود ( اى يزيد ويلك ما اقل حيائك و اقسى قلبك و اصلب وجهك تقتل اخى و تقول خذوا عوضه مالا لا و اللّه لا يكون ذلك فخجل يزيد ) فرمود اى يزيد واى بر تو چقدر بىحيائى و سنگ‌دلى و صورت سختى دارى برادر مرا بقتل مىرسانى و در عوض آن مال به من مىدهى نه به خدا قسم اين هرگز نخواهد شد يزيد خجلت زده و شرمگين گرديد . ابو مخنف و بعض ديگر گويند آن‌وقت سر حضرت سيد الشهداء را با مشك و كافور مطيب ساخته‌اند و به امام زين العابدين تسليم كردند و ايشان آن سر مطهر را بكربلا رسانيدند و با جسد مطهر ملحق فرمودند . و صاحب روضة الشهداء و اعثم كوفى هم همين را گويند . و در امالى شيخ صدوق نيز مىفرمايد پس از قتل حسين آثار سماويه نمودار گشت و تا اهل بيت از شام بيرون نشدند و أن سر مبارك را بكربلا باز نگردانيدند آن آثار سماويه و ارضيه مرتفع نگشت و ابو اسحاق اسفراينى در نور العين و جمعى ديگر چنان‌كه در طراز المذهب آنها را نام برده مىگويند كه آن سر مطهر به بدن ملحق گشت در كربلا بالجمله يزيد فرمان كرد تا محملهاى آنها را بانواع ديباى زرتار مزين كردند بعد از اينكه آن ملعون چندان‌كه توانست در زجرت و كريت اهل بيت كوشيد و آل پيغمبر را در