تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
شتران برهنه مكشفات الوجوه سوار و در ميان مردم رهسپار كردند و مردمان شام به ايشان تند مىنگريستند و ايشان را با كعب نيزه مىزدند يك نفر از عارفان شيعه خود را از گوشه و كنار بنزد امام زين العابدين رسانيد و خواست از مطلبى سؤال بنمايد سطوت امامت مانع شد كه پرسش بنمايد پس بنزديك محمل زينب خود را رسانيد و عرض كرد اى بضعهء فاطمهء زهراء مگر شما از اهل بيت نيستيد كه عالم بطفيل وجود شما و اجداد شما خلق شده متحيرم كه اين حال چيست و اين گرفتارى از چه روي مىباشد در آن حال حضرت زينب اشاره فرمود بدست مبارك به طرف آسمان و گفت اى مرد اكنون تماشا كن جلالت قدر ما را در حضرت يزدان آن مرد مىگويد نگاه كردم چندان لشكر در ميان زمين و آسمان بديدم كه شمارش را جز پروردگار ندانستى و ديدم قبه‌ها و علمها بر تارك ايشان افراخته و در پيش روى امام و اهل بيت ندا مىكردند بپوشيد ديدهاى خود را از حرمى كه ملك بأنها نامحرم است و اساس چند ديدم كه پادشاهان هرگز آن را تصور نكرده‌اند و از آن نفايس كه مردم در خدمت حضرت يوسف عليه السّلام ديدند افزون بود .

نبذه‌اى از كرامات و خارق عادات آن مخدره

اولا بايد دانست كه اصل وجود زينب كبرى سرتاپا كرامت است چه آنكه اين ورقه از آن شجرهء طيبه است كه اصلها ثابت و فرعها فى السماء و ثانيا دورهء حيوة و زندگانى او خود شهادت مىدهد كه سرتاپا كرامت بود ولى به جهت روشنائى چشم محبان و تتوير قلوب شيعيان به پارهء از آن اشاره مىنمائيم اول همين قصه كه آنفا ذكر شد كه عالم غيب را در عالم شهود ارائه داد تا آن مرد شأن اهل بيت بشناسد . دوم اجابت دعاي او در حق ام الحجام و خراب شدن قصر او فورا و آتش در او افتادن كه ذكر شد .