تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اقتدار بر مسند عظمت و حشمت نشسته و بر مراكب جلالت و ابهت سوار باشد با گروهى از اعوان و انصار مشتى مردم ذليل ضعيف خاين زبون بىناصر و ياور را مخاطب كرده باشد مساوى نگرد هيچ ندانم چه گويم و چه نويسم كه جز در عرصهء تحير ساير نيستم هرچه بيشتر نويسم بيشتر سرگشته و مبهوت گردم چه اقوال و افعال كرامت منوال اين خاتون روزگار و ولى كردگار و ناموس كبريا و آية اللّه الكبرى چندان جليل و عظيم و مهيب و عجيب است كه از حد بشر خارج است و چنانش بعالم ملكوت و لاهوت و عقل و نور اتصال است كه پس از وجود مقدس عقل اول و انوار طيبهء ائمة هدى سلام اللّه عليهم و صديقه كبرى فاطمه زهراء عليها سلام اللّه هيچ‌كس را اين مقام و رتبت و نورانيت نيست اگر جز اين بود چگونه حجة اللّه امام زين العابدين عليه السّلام او را عالمهء غير معلمه و فهمهء غير مفهمه مىخواندى وير چنين رتبتى كه حضرت احديت بعمه‌اش عنايت فرموده حمد خداى كردى و جز اين نيست كه علم مخدره زينب لدنى و موهبتى است كه از شئونات ولايت مطلقه است و بر ما كان و ما يكون عالم است و در جمله حكمران و متصرف انتهى ملخصا .

مرثيهء عليا مخدره زينب ( ع ) در بازار كوفه

در ناسخ و ديگر كتب آورده‌اند كه چون آن مخدره در بازار كوفة چشم مباركش بر سر مطهر برادرش افتاد كه چون بدر منير نورافشان و چون آفتاب تابنده درخشان و از همه‌كس بر رسول خدا شبيه‌تر و شعشعهء طلعت همايونش چون ماه گردون لمعان برآورده و محاسن مباركش را باد از يمين و شمال جنبش همىداد در آن حال چون اين بديد سر مبارك را بر چوب مقدم محمل زد چنان كه خون از زير مقنعة جاري شد . معلوم باد كه از اين خبر و جريان دم چنان معلوم مىشود كه آن مخدره چنان سر مبارك را بر چوبه محمل زده كه شكسته شده و خون جارى گرديده اگر غير اين بودي خون جارى نشدى تا بنگرند و بازگويند و اين خبر اگرچه در ظاهر قانون شريعت
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 137 | شيخ ذبيح الله محلاتى