داشته بىيار و معين و منزل و مأوى همه برهنه و عريان و عليل بينوا و آن كشتگان دشت نينواى و آن شقاوت اشقيا و طعن و ضرب تازيانه اعدا به اين حالت شب را بروز آورد چون صبح شود از يكسوى اجساد كشتگان را به آن حال نگران و روزگار بازماندگان را به آن كلال و ملال تماشا نمايد با آن خيام سوخته و اموال منهوبه و فقدان لوازم معيشت و با آن شدت بر شتران بىجهاز و حجت خداى را با غل و زنجير با آن بدن عليل روان و بر اجساد پارهپاره شهدا عبور نمايند و انقلاب روزگار به آنجا برسد كه امام زين العابدين را حالت احتضار دست بدهد و آن مخدرهء عظمى در چنين دواهى دهيا به تسلى امام زمان كه قلب عالم امكان است زبان گشايد و چنان حديث طويلى را كه امام او را از نخب مخزونه مىشمارد چنانچه از اين پيش ياد كرديم تذكره فرمايد با اينكه در آنوقت بر چه حالى بوده يك جا بر كشتگان در نظاره يك جا با معاندان در شراره يك جا در اسيران و احوالشان با اين حال در تمامى اوقات هرگز سخنى جز از در جلالت و عظمت و استغنا نفرمود و هيچ از مقام سلطنت و علو منزلت فرود نيامد و در حال ملاقات اهل كوفه با آن حالت اسيرى و رنجورى و صدمت و زحمت بههيچوجه در اركان قدرت و بضاعت و حشمت و هيبت و استطاعتش ثلمه نيفتاد و در ميان آن ازدحام و آن مردم فتنهجوى و سپاه ابن زياد به آن خطبهء مباركه زبان برگشاد با اينكه سرهاى برادران و برادرزادگان و اعوانش بر فراز نيزهها و بازماندگانش بأن حالت سخت بر فراز شترها و اطرافش آراسته بگروه اشقيا و سپاه اعدا مع ذلك با آن فصاحت و بلاغت و استقامت چنان خطبه را كه فصحاى بلاغت آثار و بلغاى فصاحت شعار از اتيان شطرى از آن عاجزند بأن تسلط و قدرت بيان فرمود و در ضمن آن مراتب شهداء و مقامات سيد الشهداء را باز نمود و مرتكبين آن اعمال را به آنگونه توبيخ و ملامت و نكوهش فرمايد و مآل حال ايشان را روشن نمايد و عذاب قتله را مكشوف گرداند و آن خطبه را بآيات و امثال مناسبه مندرج گرداند نه بر آن ازدحام بنگرد نه از كينهء اعدا بينديشد نه بر وضع لباس و هيئت خود نگران شود نه بر اسيرى خود و ديگران انديشه فرمايد نه بر ازدياد خشم و عناد آن مردم عنود و ابن زياد بيمناك باشد و با آنكس كه در گمال
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٣٦