تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بديد بلشكريان خطاب فرمود و گفت واى بر شما مكر در اين همه لشكر يكتن مسلمان نيست كسى جواب نداد . زبان حال عليا مخدره با ابن سعد
تو اندر زير چتر زر نشسته * حسين را بر جگر خنجر نشسته تو اندر سايه باشى شاد خندان * حسين در آفتاب گرم سوزان ترا خاطر خوش لشكر فراوان * حسين من نشان تير عدوان ترا باشد پسر اندر برابر * حسين جان مىدهد از مرك اكبر
و بعضى نوشته‌اند كه در آن حالت حضرت سيد الشهداء نگران خواهر بود فرمود يا اختاه ارجعى الى الفسطاط و اجمعي العيال و الاطفال عليا مخدره بفرمان امام برگشت بطريق قهقرا ولى كجا آرام و قرار دارد و به غير از ذات احديت كسى از دل آن مظلومه خبر ندارد ولى طولى نكشيد كه اوضاع عالم منقلب گرديد و منادى ندا كرد قتل الامام ابن الامام ابو الائمة عليه السّلام جودى خراسانى
ديد چون زينب محزون كه زمين مىلرزد * شط بموج آمده و ماء معين مىلرزد مانده از كار فلك روح الامين مىلرزد * مانده از اوراد ملك عرش برين مىلرزد شد سراسيمه و چون رعد در افغان آمد * مو كنان مويه كنان جانب ميدان آمد محشري ديد در آن دشت نمودار شده * روز در چشم دوعالم چه شب تار شده
( الخ )
پسر فاطمه از اسب نگون گرديده * پاى تا سر قد او غرقه به خون گرديده