هم دختر حوا بود هم مادر آدم * هم خالق عيسى بد هم وارث مريم
ذاتش غرض از عالم و از خلقت عالم * ايجاد مؤخر شد و موجود مقدم
خادم بر خدام درش موسى و آدم * حاجب بر حجاب رهش يونس و يوشع
اى مطلع شمسين امامت فلك تو * مهمان همه آفاق بنان و نمك تو
معيار بد و خوب عيان از محك تو * افلاك و ملائك ملكوت و ملك تو
عقل آيتي از حاسهء مشترك تو * خور زرهاى از جلوه آن مهر مشعشع
ذاتت شده مرآت عنايات الهى * اوصاف تو و لطف خدا نامتناهى
ايجاد ز امداد وجود تو مباهى * بر عصمت تو ذات خداوند گواهى
اجراى قضا را كه شد از امر الهى * از نزد تو مبدا به دو از سوي تو مرجع
مستورهء خلاقى و محبوبهء خالق * مخلوق خداوندى خلاق خلايق
ز امكان بر امكان شده ايجاد تو سابق * زينسان كه حدوثت بقدم گشته ملا حق
حادث بغيوض قدمت آمده واثق * كايجادى موجودي مبدئى و مقطع
بردند و نكردند ز نبي شرم و ز حق باك * حق على و مسند شاهنشه اولاك
گرديد كبود از غم بانو رخ افلاك * نيلى چه ز سيلى عمر شد رخ آن پاك
شد مصرع خورشيد ز افلاك روي خاك * تا ضرب لگد محسنش افكند بمصرع
بشكست عمر قائمهء عرش برين را * افكند به گردن چه رسن حبل متين را
از آتش در سوخت در خانهء دين را * از سيلي كين كرد سيه نور مبين را
چون برد به مسجد شه بىيار و معين را * آمد ز قفا مهر بر انداخته برقع
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٨٧