چشمكى زد كه فتنهاى نبود * فتنه گفتم ترا به زير سر است
ديدهام تا كه نوك مژگانش * ميل دل بيشتر به نيشتر است
ضرر است ار كه عشق مهرويان * منفعتها بسى در اين ضرر است
تا شدم دور از آن لب شيرين * چون مگس دست حسرتم بسر است
اشك سرخم ببين و گونه زرد * عاشقان را علامت ديگر است
اى بت مهلقا كه پيش قدت * پست بالاى سرو كاشمر است
پيش قد تو سر و پا به گل است * نزد روى تو لاله خونجگر است
چشم دل باز كن بتا بنگر * كافتاب وجود جلوهگر است
نخل رفعت كه داورش بنشاند * از شرافت ببين كه بارور است
كرد شمسى طلوع كورا پاى * از شرافت تبارك قمر است
جلوهگر گشت طلعت زهرا * آنكه نورى ز نور دادگر است
گهرى داد حق بدر يتيم * كه بگنجينه داشت حى قديم
بند دوم
اى رخ انور تو مطلع نور * نور سيماى تو تجلى طور
از بنايت جهان جان آباد * وز ولايت سراى دل مأمور
فكر تو مىبرد ملال و محن * ذكر تو آورد نشاط و سرور
از تو انوار حق عيان گرديد * هركجا بود ظلمتى شد نور
بود رخسار شاهد ازلى * مدتى در حجاب جان مسطور
ز يكى جلوهاى تجلى كرد * آمد آن جلوه در بروز و ظهور
تافت خورشيد طلعت زهرا * مقصد خلقت خداى غفور
گرچه رويش كسى نديد چسان * طلعت آفتاب بيند كور
رفت از ياد هاجر و مريم * تا كه گرديد فاطمه مشهور
سوره هل اتى على الانسان * آيه ان سعيكم مشكور