پس بيامد بآتشافروزى * آنكه بودش بنا جفاكارى
آتشى برفروخت كز دودش * تيره كرد اين سپهر زنكارى
مدتى برگذشت زهرا را * بود دشمن پى دلآزارى
سوخت با دست خود در رحمت * وه چه در باب فيض غفارى
بين زهراء در بدى حائل * اين طرف نورى آن طرف نارى
گردان نقطه حقيقت كرد * تا توانست خصم پركارى
پس بر اندرز كينه زد لگدى * خورد بر جسم او كه شد كارى
نه همين پهلوى بتول شكست * قلب حيدر دل رسول شكست
نمو فاطمهء زهراء ( ع )
( يص ) نمو فاطمه زهراء را ، نتوان بنماء جسدانى جسماني بر خلاف عادت مرسومة تعبير نمود و اگرنه بر خلاف اعتدال و اقتصاد كه منافي كمال اجزاء و اعضاى انسانيه است در حق ايشان بايد قائل شويم و احاديث و اخبارى كه در شمائل صوريه و خصائل معنويه فاطمه ديده و خوندهايم با نهايت مشابهتى كه فاطمه زهراء به شخص شريف بنوى داشته منافات دارد و تكلم آن مخدره نيز در رحم خديجه طاهره در دفعات عديده بوده ليكن بعد از ولادت و حضور نسأ اربعه و حور العين همان اقرار شهادتين و اذعان بامامت ائمهء معصومين در دفعه واحده بوده ديگر روايتى ديده نشده كه دفعه ديگر سخن گفته باشد و اگر بوده حكمت در اختفاء آن شده چنانچه تكلم جناب عيسى و ائمهء هدى نيز به همين نحو بوده كانه دوام آن منافى با صلاح حال طبيعى عموم بندگان بوده پس مراد از نمو كامل بودن قواى عقلانى در حال صغر و رضاع بوده ( و هى العاقلة فى به دو الخلقه و الساجدة بعد الولادة ) و تا اندازهء ترقى جسمانى هم بوده
( هجرت فاطمه زهراء از مكه بمدينه )
( يص ) هنگامى كه خديجه ( ع ) از دنيا رحلت فرمود جناب فاطمه زهرا عليه السّلام پنجساله