تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
مىگفتند درك مىكردم . اما نفس من نمىپذيرفت و ايشان آغاز كردند كه مرا هم دعوت كنند و ذكرى از فلسفه و هندسه و حساب هندى بر زبانشان مىرفت و مرا به مردى راهنمائى كردند كه سبزى مىفروخت و حساب و هندسه را مىدانست و من از او فرا گرفتم . سپس ابو عبد اللّه ناتلى ببخارا آمد و وى دعوت فلسفه داشت و پدرم وى را بخانهء ما فرود آورد و آرزو داشت كه مرا چيز بياموزد و پيش از آنكه وى بيايد من سرگرم فقه بودم و براى اين كار با اسماعيل زاهد رفت و آمد داشتم و من از باهوشترين جويندگان اين راه بودم و با راههاى مطالعه و وجوه اعتراض با گوينده بدان‌گونه كه مردم بدان خوى گرفته بودند آشنا شده بودم . سپس به خواندن كتاب ايساغوچى نزد ناتلى آغاز كردم و چون دربارهء حد جنس در جواب آنكه چيست مرا گفت كه معمول بر كثيرين مختلفين در نوعست . من در تحقيق اين حد چيزى پيش گرفتم كه وى مانند آن را نشنيده بود و از من بسيار در شگفت شد و پدرم را از پرداختن هر چيزى كه جز دانش باشد پرهيز مىداد و هر مسئلتى را كه بر من مىگفت به از وى تصور مىكردم تا آنكه ظواهر منطق را بر وى خواندم اما از دقايق آن چيزى نمىدانست . پس به خواندن كتابهاى منطق در پيش خود آغاز كردم و شرح آنها را مطالعه كردم تا اينكه بر علم منطق استوار شدم و همچنين بر كتاب اقليدس و از آغاز آن پنج يا شش شكل را نزد خود او خواندم و پيش خود بازماندهء كتاب را سراسر دريافتم . سپس به مجسطى رفتم و چون از مقدماتش
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي ) — صفحة 781 | خانبابا مشار