تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
هامش
-مشكبوى خاك كوي تو چنان باشد سپهر * كش به نيل خم تو گوئى يك جهان صهباستى حق أم وأب اگر مانع نبودى گفتمى * هم ز خيل خادمانت آدم وحواستى مهر ومه بر آستان عرش بنيان درش * چون كنيز وچون غلامان حبش برپاستى گفتم اين‌طور است كز نور جلال كردگار * كرده پر آفاق را وبس خوش وزيباستى هاتف غيبم بكوش هوش در داد اين ندا * اين نه طور است ونه سينا مسجد أقصى استى هرچه جز نور خدا خوانم ورا باشد خطا * غير مدحش هرچه گويم سربسر بيجاستىواين چند بيت هم كه در دور گنبد حضرت نوشته است از اثر طبع فتح علي شاه است :آتش موسى عيان از سينهء سيناستى * يا كه زرين بارگاه بضعهء موساستى بضعهء موسى بن جعفر فاطمه كز روى قدر * خاك درگاهش عبير طرهء حوراستى نوگل روشن ز طرف گلشن ياسين بود * آيتي روشن ز صدر نامه طاهاستى پرتوى از آفتاب اصطفاي مصطفى * زهرهء از آسمان عصمت زهراستى صحن أو را هست أقصى پايه عزت چنان * كز شرف مسجود سقف مسجد اقصاستى پستى از صحن حريمش را به پا طاق حرم * كين مكان عزت وآن مسكن غراستى-
تراجم أعلام النساء — صفحة 352 | الشيخ محمد حسين الأعلمي