تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
هامش
-اين بقعهء را بخواهم اگر وصف از أو كنم * بايد متاع معرفتش جستجو كنم وانكه دهان بمشك أدب شستشو كنم * واندر هزار باب سخن گفتگو كنم شايد بيان كنم يكى از ماجراى قم * اين دستگاه وسيطره وچرخ چنبرى وز ارتفاع وى ز ثريا است تا ثرى * لايق بدين علو نبود شخص ديگرى چشم جهان نديده بدين نيك منظرى * يعني مقام فاطمه صاحب لواى قم رضوان گشاده يك در جنت در اين حرم * غلمان كشيده صف به صف آماده در خدم حوران بجار بسته نخ گيسوان بهم * از آسمان ملائكة آيند دم بدم بهر طواف گنبد فر وعلاى قم * اي آنكه از جلالت وقدر تو جز اله جولان درك فكر خرد را به بسته را * آورده‌اند خلق سوى درگهت پناه از خاص وعام وعالم وجاهل گدا وشاه * روى نياز بر در باب‌العطاى قم اي پرده‌پوش عصمت وناموس كبريا * وى دودمان عترت أولاد مصطفى ما را بود پناه بسوى تو التجأ * محروم ونااميد تو ما را مكن رها اي بىبى كريمهء مشكل‌گشاى قم-