هامش
-بهرم چو نيست روضهء جد تو دسترس * در تحت قبهات شدهام بر تو ملتمس
زيرا كه نااميد از اين در نرفته كس * اي بانوي جليله اميدم مدار يأس
آيد سحر ز مرغ اميدم صداي قم * يا رب بحق حرمت اين روضه وحرم
كز نكهتش خجل شده آن روضهء ارم * حاجات زائرين همگان را ز بيش وكم
يكيك روا بدار تو اى رب ذو الكرم * عصيان ما ببخش بر اين رهنماى قم
سوز كلام شرمى اگر در ميان فتد * أول گره به حنجر خوانندگان فتد
من بعد هر پرندهء آشيان فتد * در دشت شعله بر جگر آهوان فتد
خوانند اگر سحر سر گلدستههاى قماين قصيدهايست كه از خط ميرزا علي رضا مستوفى در كتيبهء ضريح نوشته است :يا رب اين خلد برين يا جنة المأواستى * يا همايون بارگاه بضعهء موسىاستى
فاطمه أخت الرضا سلطان دين كز روى قدر * خاك درگاهش عبير طرفهء حوراستى
اين مهين بانو كه در برج شرافت اخترى است * نسل پاك وزاده انسية الحوراستى
ملجأ أهل زمان وشافع يوم المعاد * خواهر سلطان دين وثاني زهراستى-