تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تراجم أعلام النساء — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
هامش
-مرقد نورانيش گويا رياض جنت است * تربت پاكش ز مشك وعنبر ساراستى زمرهء روحانيان وجملهء كروبيان * از پى خدمت همه بر پا وجا برخاستى هر فريدون‌شوكتى وهر سليمان‌حشمتى * بر درش چون سايبان در روز وشب آراستى خود نموده حسب نور از گنبد نورانيش * عالمي از آن منور وان از آن اجلاستى هركه بگذارد قدم در آستان صحن أو * گو منه پا بىادب كاين سينهء سيناستى خواندمش عرش معظم بانگ زد بر من خرد * كه خطا كردي بر آن افزودى وزين كاستى حضرت صادق بحق ناطق چنين فرموده است * در جزاي زائر أو جنة المأواستى باكي از محشر وبيم از نشر نبود هركرا * در جوار حضرت أو مدفن ومأواستى از علو شأن أو من شمهء كردم بيان * اى كه شأن قدرت از هفت آسمان اعلاستى مدحتش را مىنشايد كرد در دفتر بيان * مهرومه مشغول ذكر خطبهء غراستى اي مهين بانوي كاخ عصمت اي مايه وجود * اي كه خاك درگهت رشگ دم عيسى استى ني عجب دريوزه را گر من شدم بر آستان * كت گداي آستان إسكندر وداراستى روشنان چرخ پيش روشنان روضه‌ات * همچو پيش مهر روشن تيره چون حرباستى-