هامش
-قم را نموده مدفن اخيار مؤمنين * از لطف حق شرافت اين خاك را ببين
ذريهء رسول خدا غمگسار قم( وله أيضا )يا رب بحق صاحب صحن وسراي قم * آن بارگاه ومنظرهء با صفاى قم
گز آستانهاش شده محكم بناي قم * حق يگانه گوهر سنگين بهاي قم
كن ساكنم در آن حرم جانفزاى قم * آن آستانهاى كه ملك پاسبان اوست
جبريل خادم حرم وآستان اوست * ميكال چاكر در سلطان نشان اوست
خيل فرشته كفشكن زائران اوست * بىمنتها است روضهء بىمنتهاى قم
قم مركز فضيلت علم النتائج است * از كفر وشك وريب ز هر حيث خارج است
آرامگاه دختر باب الحوائج است * داراى روح قدسيهء ذو المعارج است
هردم رسد بأهل قبورش نداي قم * قم بارگاه نوگل باغ پيمبر است
گلزار بر شكوفه زهراي أطهر است * اين مرقدي كه پايهاش از عرش برتر است
قبر شريف دختر موسى بن جعفر است * باب المراد كعبه دار الشفاي قم-