تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
كرده باشد آنگاه آنكس أو را از روى عمد بكشد پس هر گاه در اين صورت ولى مقتول عفو كند خونبها ساقط مىشود هفدهم آنكه شخصي هر دو دست شخصي را ببرد ودستهاى أو را عوض آن ببرند چنان كه سرايت به كشتن كند پس هر گاه ولى مقتول عفو كند خونبها ساقط مىشود هجدهم آنكه شخصي هر دو دست كسى را ببرد وخونبها بگيرد آنگاه سرايت به مردن كند چه ولى مقتول أو را مىتواند كشت اما اگر عفو كند خونبها ساقط مىشود نوزدهم آنكه شخصي دستهاى كسى را ببرد آنگاه دستهاى آنكس را به عوض آن ببرند وسرايت به أولى كند وبه ثاني سرايت نكند چه در اين صورت ولى أو را مىتواند كشت اما اگر پيش از كشتن بميرد ولى خونبها از مال أو نمىتواند گرفت بر قول بعضي از مجتهدين بيستم هر گاه دو دست غلامي را كه خونبهاى أو هزار مثقال باشد ببرند آنگاه آن غلام آزاد شود وبعد از آن بميرد ورثه غلام قصاص مىتوانند كرد اما اگر عفو كند خونبها نمىتوانند گرفتن زيرا كه خونبهاى دستهاى أو مال آقاى اوست بيست ويكم هر گاه كسى خود را بكشد بيست ودوم هر گاه كسى از روى عمد به ظلم كسى را بكشد آنگاه بميرد ومال نداشته باشد بر قول بعضي از مجتهدين خونبها از أو ساقط است واما آن دو موضعي كه نصف خونبها ساقط است أول آنكه دو مرد از سوار يا پياده كه در دويدن بر يكديگر خورند وهر دو كشته شوند چه هر يك از ورثه نصف خونبها به ورثه ديگر مىدهند دوم آنكه زنى دست مردى را ببرد به عوض آن هر دو دست زن را ببرند آنگاه سرايت كند وآن مرد بميرد بعد از آن ولى مرد زن را از كشتن عفو كند نصف خونبها ساقط مىشود مطلب چهارم در بيان مقدار خونبها وقتل عمد وخطا وشبيه به عمد وآن بر هفت قسم است قسم أول خونبهاى مرد مسلمان واگر چه طفل باشد بدان كه خونبهاى مرد مسلمان در صورتي كه كسى أو را به غير حق عمدا كشته باشد واز هر دو طرف به خونبها راضى شوند يكى از شش چيز است أول صد نفر شترى كه پنج سال يا بيشتر داشته باشند وعلت دار ولاغر نباشند وقيمت هر شترى ده مثقال طلا يا صد وبيست درهم باشد دوم دويست رأس گاو كه در عرف آنها را گاو گويند سيم دويست حله وهر حله دو جامه از برد يماني است ومعتبر آنست كه اسم جامه بر آن صادق آيد چهارم هزار فرد گوسفند به طريقي كه در گاو مذكور شد ومىبايد كه قيمت هر بيست گوسفند ده مثقال طلا يا صد وبيست درهم باشد