امر است أول هر گاه استخوان عضوى را بشكنند آنگاه نيك شود دوم هر گاه استخوان عضوى را
بكوبند وبعد از آن نيك شود آنگاه خمس خونبهاى كوفتن لازم است قسم بيستم آنچه
هشت يك خونبها در آن لازم است چون بريدن يك سر پستان مرد قسم بيست ويكم
آنچه در آن يك نفر شتر لازم است چون خارصه وآن زخمى است در سركه پوست را بشكافد
قسم بيست ودوم آنچه در آن دو نفر شتر لازم است چون داميه وآن زخميست در
سركه از پوست گذشته به گوشت رسيده باشد وبسيار فرو نرفته باشد قسم بيست
وسيم آنچه در آن سه نفر شتر لازم است چون باضعه وآن زخميست در سرگه در گوشت
فرو رفته باشد وآن را مثلا نيز گويند قسم بيست وچهارم در آنچه چهار نفر
شتر در آن لازم است چون سمحاق بك سر سين وسكون ميم وآن زخميست در سركه از گوشت
گذشته به پوست نازكى كه استخوان را پوشيده است رسيده باشد قسم بيست وپنجم
آنچه در آن پنج نفر شتر لازم است چون موضحه وآن زخمى است در سركه به استخوان رسيده
باشد وآن را ظاهر كرده باشد قسم بيست وششم آنچه در آن ده نفر شتر لازم است
چون هاشم وآن زخميست در سركه به استخوان رسيده آن را شكسته باشد واز جائى
به جائى ديگر نقل كرده باشد قسم بيست وهفتم آنكه در آن سى وسه نفر
شتر لازم است چون مامومه وآن جراحتي است در سركه به خريطه دماغ كه آن را
أم الرأس مىگويند رسيده باشد وبعضي از مجتهدين خونبهاى آن را سى وسه
شتر وثلث شتر گفته اند قسم بيست وهشتم آنچه در آن سى نفر شتر وزيادتى
أرش لازم است چون دامغه وآن زخميست در سركه خريطه دماغ را بشكافد ودور است
كه آدمي با اين زخم زنده بماند قسم بيست ونهم آنكه در خونبهاى آن قياس به همان
عضو بايد كرد چون خارصه دست مثلا چه در آن نصف شتر بايد داد قسم سى أم
آنچه در آن ده مثقال طلا لازم است وآن سه امر است أول شكستن ضلعى كه
نزديك بازو باشد دوم منى را بىرخصت زن آزاد دائمي بيرون فرج أو ريختن چه در
اين صورت برو لازم است كه ده مثقال طلا به آن زن دهد سيم آنكه كسى كارى كند كه
سبب آن شود كه منى خود را در خارج فرج بريزد قسم سى ويكم آنچه در آن بيست
مثقال طلا لازم است وآن آنست كه كسى كارى كند كه بعد از آنكه نطفه در رحم زن
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 446
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤٤٦