تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
به ديگرى به ولادت يا به انتهاى آن هر دو به ديگرى بر وجه شرعي وآن بر سه قسم است قسم أول دو قومند كه با يكديگر ميراث مىبرند أول پدر ومادر دوم فرزندان وهر چند پائين روند واين دو قوم با يكديگر ميراث مىبرند وبا ايشان سواي زن وشوهر ديگرى ميراث نمىبرد پس هر گاه شخصي بميرد وپدرى داشته باشد تمام مال أو تعلق به پدر دار وهمچنين اگر مادرى داشته باشد تمام مال تعلق به مادر دارد واگر پدر ومادر هر دو جمع شوند سه يك مال ميت ( 1 ) تعلق به مادر دارد وتتمه تعلق به پدر واگر با پدر ومادر پسرى جمع شود هر يك از پدر ومادر شش يك مال را مىبرند وتتمه آن تعلق به پسر دارد واگر با پدر ومادر دخترى جمع شود هر يك از ايشان شش يك مال را مىبرند ونصف مال را دختر مىبرد وتتمه ميانه ايشان ودختر پنج حصه مىشود به شرطي كه ميت دو برادر يا يك برادر ودو خواهر پدر ومادرى يا چهار خواهر پدر ومادرى نداشته باشد چه اگر اينها موجود باشند تتمه مال ميانه دختر وپدر به چهار حصه منقسم مىشود چنانچه مذكور خواهد شد واگر دو دختر با ايشان جمع شوند دو ثلث مال تعلق به دختر آن دارد وثلث آن به پدر ومادر واگر يكى از ايشان با دختران جمع شود دختران ثلثان مىبرند وشش يك از پدر است يا از مادر وتتمه ميانه ايشان به پنج سهم يا چهار سهم منقسم مىكردد وهر گاه شخصي بميرد وپسرى داشته باشد تمام مال از اوست واگر متعدد باشند مال را ميانه خود بالسوية قسمت مىكنند واگر پسر ودختر جمع شوند دختر نصف پسر ميراث مىبرد وهر گاه شخصي بميرد ويك دختر داشته باشد تمام مال أو از آن دختر است واگر متعدد باشند مال را ميانه خود بالسوية قسمت مىكنند وهر گاه ميت فرزندان نداشته باشد وفرزند زاده داشته باشد آن فرزند زادها بجاى فرزندان حصه مىبرند به طريقي كه مذكور شد خواه تنها باشند وخواه با پدر ومادر ميت جمع شوند وهر يك از ايشان حصه كسى را مىبرد كه به أو مىرسد پس دختر دختر حصه دختر مىبرد ودختر پسر حصه پسر مىبرد وذكور وإناث هر يك از ايشان به طريق ميراث پسر دو برابر دختر ميراث مىبرند وبعضي از مجتهدين گفته اند كه أولاد دختر از ذكور وإناث در ميراث بردن مساوى اند قسم دوم نيز دو قومند أول برادران وخواهران وأولاد ايشان با عدم ايشان دوم جد وجده هر چند بالا روند واين دو
هامش
( 1 ) اگر حاجب نداشته باشد چنانچه خواهد آمد صدر دام ظله
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 385 | الشيخ البهائي العاملي