تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
وكيل مرده باشد يا آنكه شوهر گويد كه مرا فراموش شده در اين صورت شوهر سوگند مىخورد ومهر المثل ميدهد بر قول بعضي از مجتهدين ومعتبر در مهر المثل حال زن است به حسب شرف وجمال به شرطي كه از پنجاه مثقال طلا زيادة نباشد كه اگر زيادة باشد پنجاه مثقال طلا بايد داد فصل يازدهم در بيان آنكه در چند موضع است كه زن را مهر نيست بدان كه در چهارده موضع زن مهر نمىگيرد أول مرتد شدن زن پيش از دخول چه أو مهر ندارد دوم مسلمان شدن كافرى كه زيادة از چهار زن مدخوله داشته باشد چه زيادة از چهار زن مهر ندارد وهمچنين اگر زن نيز پيش از دخول مسلمان شود مهر ندارد سيم مردن يكى از زن وشوهر پيش از دخول در حالتي كه ذكر مهر در عقد نكرده باشند چه در اين صورت زن مهر ندارد چهارم شير خوردن زن كوچك شخصي از پستان زن بزرگ مدخوله أو بي آنكه زن بزرگ عالم باشد مثل آنكه در خواب باشد يا بيهوش باشد وزن كوچك خود سعى نموده از پستان أو شير بخورد چه در اين صورت زن كوچك مهر ندارد پنجم شوهر كردن زن آزادى غلام شخصي را دانسته بي اذن آقاى أو ودانسته باشد كه بي اذن آقاى غلام حرام است چه در اين صورت آن زن مهر ( 1 ) ندارد ششم شوهر كردن كنيزى آزادى را دانسته بىرخصت آقا چه در اين صورت مهر ندارد هر گاه عالم حرمت باشد هفتم فسخ كردن شوهر نكاح را به سبب يكى از عيبهائى كه مذكور شد كه موجب فسخ نكاح است چه با وجود عيب وفسخ نكاح پيش از دخول زن مهر ندارد هشتم فسخ كردن شوهر نكاح را به سبب حرام مؤبد بودن آن زن برو چه در اين صورت پيش از دخول مهر ندارد وبعد از دخول نيز اگر آن زن عالم بوده به حرمت مهر ندارد وبعضي از مجتهدين برآنند كه در اين صورت مهر المثل دارد وبعضي گفته اند كه اگر چيزى گرفته همان چيز مهر اوست وديگر چيزى دادن لازم نيست نهم فسخ كردن شوهر نكاح زنى را كه به ادعاى آزاد بودن أو را نكاح كرده باشد وبعد از آن ظاهر شود كه كنيز است چه در اين صورت به فسخ كردن پيش از دخول آن زن مهر ندارد واگر چه شوهر أو بنده باشد دهم فسخ كردن زن نكاح مردى را كه به ادعاى آزاد بودن أو را نكاح كرده باشد آنگاه ظاهر شود كه بنده بوده چه در اين صورت با فسخ كردن پيش از دخول آن زن مهر ندارد
هامش
( 1 ) اين حكم در پنجم وششم خالى از اشكال نيست زيرا كه بدون اذن آقا عقد فاسد وبا اذن مهر ثابت است صدر دام ظله العالي