كنند نكاح دختر أو باطل مىشود دوازدهم خريدن زن شوهر خود را چه در اين صورت نكاح
بر طرف مىشود سيزدهم فروختن آقا كنيز خود را چه موجب آن مىشود كه آقاى دوم مخير
باشد در رضاى نكاح أول يا فسخ آن خواه پيش از دخول باشد وخواه بعد از دخول وخواه يكى
از ايشان بنده باشد وخواه آزاد وخواه مالك واحد باشد وخواه متعدد بعضي از مجتهدين
گفته اند كسى كه بنده را بخرد فسخ نكاح زن آزاد أو نمىتواند كرد چهاردهم آنكه هر يك از مرد يا زن
پيش از عقد ديوانه باشد خواه ديوانگى أو دايمى باشد وخواه دورى وخواه دخول كرده باشد
وخواه نكرده باشد فسخ نكاح مىتوانند كرد اما اگر بعد از عقد ديوانگى حادث شود زن
نكاح أو را فسخ نمىتواند كرد اما مرد را اختيار فسخ هست پانزدهم آنكه مرد خصى باشد يعنى
خواجة سرا باشد پيش از عقد چه زن فسخ نكاح خود مىتواند كرد اما اگر بعد از عقد حادث
شود فسخ نمىتواند كرد وهمچنين است حكم كسى كه خصيه أو را كوفته يا بريده باشند پيش از
دخول واگر بعد از دخول باشد در خصيه بريده مجتهدين را دو قول است واگر بعضي را بريده
باشند وبعضي باشد زن اختيار فسخ ندارد شانزدهم آنكه مرد عنين باشد يعنى مردى
نداشته باشد به حيثيتي كه از دخول كردن مطلقا عاجز باشد چه در اين صورت زن به حاكم
شرع حال خود را عرض مىكند وحاكم أو را يكسال مهلت ميدهد پس اگر چنانچه در اين
يكسال دخول توانست كرد خوب والا بعد از آن زن را فسخ نكاح مىرسد واگر اين حال بعد
از دخول كردن حادث شود زن را فسخ نمىرسد هفدهم آنكه هر يك از زن يا شوهر جذام
داشته باشد چه فسخ نكاح مىتوانند كرد وبعضي از مجتهدين جذام را در زن عيب مىدانند
ومىگويند اگر مرد جذام داشته باشد زن فسخ نكاح أو نمىتواند كرد هجدهم آنكه هر يك
از زن وشوهر برص داشته باشند چه فسخ نكاح مىتوانند كرد وبعضي از مجتهدين برص را
در مرد عيب نمىدانند وعجب از بعضي مجتهدين كه جذام را در مرد عيب مىدانند
وبرص را در عيب مردان ذكر نكرده اند وحال آنكه دليل ايشان در جذام حديث صحيح
حنين است ودر آن نيز برص مذكور است نوزدهم آنكه هر دو چشم زن كور باشد چه
بر قول بعضي از مجتهدين مرد فسخ نكاح أو مىتواند كرد بيستم آنكه زن لنگ وزمينگير باشد
چه بر قول بعضي از مجتهدين مرد فسخ نكاح أو مىتواند كرد بيست ويكم آنكه زن قرن داشته
باشد وقرن به فتح قاف وسكون رأى مهمله چيزيست مشابه استخوان كه در فرج زن
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٩٣