Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 290

Contributors:

P.290
زندگى خود طلب نكرده باشد وشروط صداق هر گاه صداق در حال عقد كردن مقرر شود شش است أول آنكه آنچه صداق مىكنند چيزى باشد كه مسلمان مالك آن تواند شد خواه عين باشد وخواه منفعت چون تعليم سوره از قرآن يا تعليم صنعتى پس اگر چيزى باشد كه مسلمان مالك آن نتواند شد چون شراب وگوشت خوك صحيح نيست وبعضي از مجتهدين برآنند كه نكاح در اين صورت باطل مىشود وبر تقديرى كه عقد صحيح باشد آيا مهر المثل ميدهد يا قيمت شراب وخوك ميانه مجتهدين خلاف است أقرب آنست كه مهر المثل ميدهد اما اگر جهودان شراب را صداق كنند صحيح است وچون مسلمان شوند وقبض نكرده باشند قيمت آن را مىدهند دوم آنكه صداق معلوم باشد به وزن يا كيل يا به ديدن واگر چه وزن آن معلوم نباشد چون پارچه طلا يا نقره يا خرمن گندم يا آنكه آن را وصف كند به نوعي كه جهالت از آن بر طرف شود پس اگر چيزى مجهول را صداق كنند صحيح نيست ومهر المثل مىدهند سيم آنكه در صداق شرطي نكنند كه مخالف نكاح باشد پس اگر وعده جهت دادن صداق مقرر نمايند وشرط كنند كه اگر در آن وعده ندهند نكاح باطل باشد صحيح نيست وآيا آن شرط صحيح نيست يا صداق ميانه مجتهدين در اين مسألة خلاف است چهارم آنكه صداق چيزى نباشد كه وجود آن عدم آن را لازم داشته باشد پس اگر صداق اينچنين چيزى باشد صحيح نيست مثل آنكه شخصي براي غلام خود كه تمام أو يا بعض أو آزاد باشد زنى نكاح كند وآن غلام را صداق آن زن كند چه در اين صورت صداق أو باطل مىشود ومهر المثل مىبايد داد پنجم آنكه صداق مقدارى باشد كه زن به آن راضى باشد پس اگر صداق به مقدار باشد كه زن به آن راضى نباشد صحيح نيست ششم آنكه ولى طفل أو را به كمتر از مهر المثل صداق نكند يا به جهت طفل صغير خود زيادة از مهر المثل صداق كند چه اگر به كمتر يا به زيادة از مهر المثل صداق كند صحيح نيست ( 1 ) وآيا در اين صورت صداق باطل است يا نه ميانه مجتهدين خلاف است وجايز است كه آقاى كنيز كنيز خود را آزاد كند وآزادى أو را مهر أو گرداند وآيا در اين صورت ابتدأ به آزادى مىكند يا به نكاح ميانه مجتهدين خلاف است أقرب آنست كه به هر كدام كه ابتدأ كند صحيح است چه هر دو به منزله يك كلامند فصل هشتم در بيان آنكه به دخول كردن مهر مسمى واجب مىشود بدان كه مسمى به دخول كردن در قبل
Footnote
( 1 ) مطلقا معلوم نيست صدر دام ظله العالي