Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 289

Contributors:

P.289
قصد روزه روز ديگر كند چه اين روزه بر غير آن حضرت حرامست بيستم حلال بودن گرفتن نان وآب از دست گرسنگان وتشنگان چه غير آن حضرت را حرامست بيست ويكم حلال بودن مخصوص ساختن زمينها جهت چريدن چارواهاى آن حضرت چه غير أو را حرام است بيست ودوم حلال بودن غنيمت بر آن حضرت وبر أمت أو چه پيغمبران ديگر را حلال نبوده بلكه آنها را جمع كرده به آتش مىسوخته اند بيست وسيم جايز بودن سجده كردن بر زمين وتيمم كردن به خاك چه پيغمبران سابق را سجده كردن بر غير خاك وعبادت كردن به غير از وضو وغسل جايز نبوده بيست وچهارم برانگيخته شدن آن حضرت بر تمام عالميان بيست وپنجم باقي بودن معجزه أو يعنى قرآن تا قيام قيامت بيست وششم گردانيدن آن حضرت را خاتم پيغمبران بيست وهفتم نصرت كردن آن حضرت به ترسيدن دشمنان أو در جنك از يك ماهه راه بيست وهشتم نگاهداشتن أمت أو را از مسخ شدن وفرو رفتن به زمين بيست ونهم مخصوص بودن آن حضرت روز قيامت به شفاعت عام سى أم مخصوص بودن آن حضرت به ديدن از پشت چنانچه از پيش مىديده به اين معنى كه آنچه پس پشت أو واقع مىشد مىدانست سى ويكم مخصوص بود آن حضرت به خواب كردن چشم أو وبيدار بودن دل أو به اين معنى كه اگر آن حضرت در خواب مىبود وكسى چيزى مىگفت آن را در مىيافت سى ودوم مضاعف شدن ثواب زنان أو وعقاب آنها سى وسيم حلال بودن داخل شدن أو بي احرام به مكة چه غير آن حضرت را حرامست مگر جماعتى را كه فقهاء استثناء كرده اند چون هيمه كش وغيره فصل هفتم در بيان صداق بدان كه ذكر صداق در نكاح دائمي شرط نيست بلكه سنت است پس اگر در عقد ذكر صداق نكنند آن عقد صحيح است وبا دخول مهر المثل لازم است اگر به فرض كردن مهر راضى نشوند وليكن سنت است كه دخول نكند تا مهر را مشخص نسازد اما اگر در عقد شرط كند كه مهر نداشته باشد آيا آن نكاح صحيح است يا نه مجتهدين را در اين دو قول است وسنت است كه صداق پنجاه مثقال طلا يا كمتر باشد ومكروه است كه از پنجاه مثقال طلا زيادة باشد وسيد مرتضى رضي الله عنه زيادة از پنجاه مثقال طلا را جايز نمىداند وسنت است كه اگر شوهر پيش از دخول بميرد زن يا ولى أو مهر را ببخشند ومكروه است كه خويشان زن بعد از مردن زن طلب صداق أو كنند هر گاه در