باشد غير از پدر أو بيست ودوم نكاح كردن دختر بكر بىرخصت ( 1 ) پدر أو بيست وسيم
نكاح كردن ( 2 ) خواهر زنى كه أو را طلاق به اين داده باشد في الحال بر قول بعضي از مجتهدين
بيست وچهارم منع كردن زن از عيادت وتعزيت خويشان بيست وپنجم ريختن منى
در غير فرج زن آزادى كه به عقد دوام أو را خواسته باشد بي اذن أو وبعضي از مجتهدين
اين را حرام مىدانند ( 3 ) وهر گاه اين عمل كند سنت است كه ده مثقال طلا ديت نطفه
به آن زن دهد اما در متعه وشير دهنده وعقيم وزنان مسن وسليطه وكنيز بي اذن
ايشان جايز است ( 4 ) بيست وششم خوابيدن ميان دو زن آزاد اما ميان دو كنيز
مكروه نيست فصل دوم در بيان شروط عقد نكاح دايمى وآن شانزده است
أول ايجاب چون زوجتك يعنى زن گويد به مرد كه تزويج كردم تو را دوم قبول چون قبلت
النكاح يعنى مرد گويد قبول دارم نكاح را وقبلت گفتن بي آنكه لفظ نكاح را به آن ضم
كنند نيز كافيست واگر در لفظ ايجاب وقبول موافق نباشند چنانچه مذكور شد جايز است
ومقدم داشتن ايجاب بر قبول لازم نيست واگر هر يك از زن وشوهر شخصي ديگر را
وكيل كنند وكيل زن چنين گويد زوجت موكلتي من موكلك يعنى نكاح كردم وكيل
كننده خود را جهت وكيل كننده تو پس وكيل مرد گويد قبلت لموكلي يعنى قبول كردم
نكاح را جهت وكيل كننده خود سيم آنكه هر يك از ايجاب وقبول را به صيغه ماضي
گويند چنانچه مذكور شد پس اگر به صيغه مضارع گويند جايز نيست اما اگر به صيغه
امر گويند بعضي از مجتهدين آن را جايز داشته اند چهارم آنكه در صيغه قصد أنشأ كنند
يعنى قصد ماضي نكنند چه اگر قصد ماضي كنند صحيح نيست پنجم آنكه ايجاب وقبول را
به صيغه عربى بگويند هر گاه قدرت بر صيغه عربى داشته باشند اما اگر بر آن قادر نباشد
به هر لغتى كه دانند صحيح است ششم آنكه هر يك از ايجاب وقبول را به لفظ نگويند با قدرت
پس اگر اشاره كنند صحيح نيست اما اگر قادر بر گفتن لفظ نباشند اشاره كافيست هفتم
آنكه عقد را معلق بر شرط نسازند پس اگر معلق بر شرط سازند صحيح نيست اما اگر در عقد شرط
مشروعى ( 5 ) كنند صحيح است هشتم آنكه ايجاب وقبول در يك مجلس واقع شود بىفاصله پس اگر در دو مجلس
واقع شود يا با فاصله باشد اگر چه اندك باشد صحيح نيست اما اگر فاصله سعال باشد صحيح است
نهم آنكه هر يك از زن وشوهر بالغ باشند پس اگر طفل باشند عقد ايشان بي اذن ولى صحيح نيست
هامش
( 1 ) البتة ترك نمايند صدر دام ظله
( 2 ) گذشت كه أحوط ترك است صدر دام ظله العالي
( 3 ) فرمايش بعض از مجتهدين را رعايت نمايند صدر دام ظله
( 4 ) در بعضي از اين مذكورات خالى از اشكال نيست صدر دام ظله
( 5 ) تفصيلي دارد كه مجال ذكر آن نيست صدر دام ظله .