به آن مجلس رود پس اگر قدرت داشته باشد واجبست كه برخيزد وبرود واگر رفتن از آن
مجلس دشوار باشد در نشستن آنجا گناه ندارد واگر مجلس عروسى مشتمل بر صورتهاى
سايه دار باشد بعضي از مجتهدين برآنند كه اگر آن صورتها در قاب وقالى وفرش باشد
جايز است رفتن به آن مجلس وبعضي گفته اند كه اگر بر بالش باشد نيز رفتن به آنجا جايز است
واگر دو كس به يك دفعه كسى را به عروسى خبر كنند به خانه آن كسى رود كه به خانه أو نزديكتر باشد
بيستم رخصت خواستن ( 1 ) از پدر در عقد كردن دختر بكر بيست ويكم وكيل كردن
زن برادر بزرگ را در عقد كردن هر گاه پدر نباشد بيست ودويم اختيار كردن عقد
برادر بزرگ اگر هر يك از برادران أو را جهت شخصي عقد كرده باشند ( 2 ) بيست وسيم دو ركعت
نماز گذاردن هر يك از زن وشوهر پيش از دخول بيست وچهارم دعاى منقول خواندن
بعد از نماز هر يك از ايشان را بيست وپنجم امر كردن مردمانى كه آنجا حاضر باشند در
وقت دعا خواند به آنكه آمين گويند بيست وششم دست بر پيشانى زن نهادن وروى
أو را به قبله كردن پيش از دخول ودعاى منقول خواندن وطلبيدن فرزند صالح وتمام
اعضا وموهاى زن را از پاى أو كندن وپاهاى أو را به آب شستن ودر دور خانه
ريختن كه بركات بسيار بوقوع آن افعال در آن خانه به هم رسد بيست وهفتم دخول كردن در شب بيست
وهشتم در وقت دخول وبعد از دخول بسم الله الرحمن الرحيم گفتن بيست ونهم با وضو بودن
هر يك از زن وشوهر سى أم غلام خود را رخصت نكاح دادن اگر خواهد كه نكاح كند
سى ويكم منى را در خارج فرج ريختن هر گاه كنيز حامله خريده باشد وبعد از چهار
ماه خواهد كه با أو دخول كند سى ودوم مشخص كردن مهر پيش از دخول اگر در وقت
عقد مشخص نكرده باشند سى وسيم بيشتر از يك زن آزاد نخواستن سى وچهارم
چشم خود را در وقت جماع پوشيدن واما آن هشت امر حرام أول خواستگارى
كردن زنى كه أو را ديگرى خواستگارى كرده باشد وأجابت نموده باشند وبعضي
از مجتهدين اين را مكروه مىدانند دوم خواستگارى كردن زنى كه در عده رجعيه
باشد خواه به صريح وخواه به كناية ودر عده وفات خواستگارى به صريح حرامست اما
به كناية جايز است سيم عقد كردن وكيل زن أو را براي خود چهارم نكاح كردن
كسى كه احرام بسته باشد پنجم نكاح كردن زن مسلمانى را به كافر ششم تزويج كردن
هامش
( 1 ) بلكه أحوط است صدر دام ظله العالي
( 2 ) يعنى عقد فضولي صدر دام ظله العالي