Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 208

Contributors:

P.208
شد قسم ششم آنكه متاع را به زيادة از آنچه خريده بفروشد واين قسم را مرابحه گويند وشروط اين قسم زيادة بر چهارده شرط مذكور ذكر مايه است با زيادتى بر آن در عقد وبيع واگر به وعده خريده باشد مىبايد كه به مشترى بگويد كه من به وعده خريده أم ومكروه است در اين بيع نسبت دادن فايده به أصل مايه مثل آنكه گويد كه اين متاع را من به صد دينار خريده أم وآن را به زيادتى هر ده دينار به يك دينار به تو مىفروشم قسم هفتم آنكه متاع را به آنچه خريده بفروشد واين قسم را توليه گويند وشروط اين قسم زيادة بر چهارده شرط مذكور علم به أصل مايه است وآنكه به قيمتي كه خريده بفروشد بي زيادة ونقصان قسم هشتم آنكه متاع را به كمتر از آنچه خريده بفروشد واين قسم را مواضعه گويند وشروط اين قسم زيادة بر چهارده شرط مذكور اخبار به أصل مايه است ودر اين قسم نيز نسبت دادن نقصان به أصل مايه مكروه است چنانچه در مرابحه مذكور شد قسم نهم آنكه دو متاع متساوي را كه قابل كيل ووزن باشند به يكديگر فروختن وآن را ربا گويند وشروط اين قسم زيادة بر چهارده شرط مذكور عدم زيادة ونقصان است در قدر ونقد ونسيه چه اگر به زيادة ونقصان بفروشند وبخرند جايز نيست واگر چه آن زيادتى حكمي باشد چون شرط كردن ساختن انگشترى جهت بايع مثلا وآنچه در بعض أحاديث أئمة معصومين صلوات الله عليهم أجمعين وارد شده كه فروختن درهم تازه به درهم كهنه به شرط زرگرى جايز است مراد به درهم كهنه مغشوش است پس زرگرى آن در برابر غش آن ديگرى خواهد بود وزيادة بر آن نخواهد بود وهمچنين طلا ونقره مغشوش را به جنس خالص آن نمىتوان فروخت هر گاه مقدار غش معلوم نباشد اما اگر معلوم باشد به زيادة نمىتوان فروخت واگر بايع ومشترى پدر وپسر وزن وشوهر وآقا وغلام باشند ايشان اگر به زيادة وكم متاعي متفق كه قابل كيل ووزن باشد بفروشند صحيح است واگر يكى مسلمان وديگرى كافر حربي باشند در اين صورت به زيادة از جنس به كافر مىتواند فروخت اما زيادة به أو نمىتواند داد وآيا ميانه مسلمان وجهود ربا هست مجتهدين را در آن خلاف است أقرب آنست كه ربا هست ودر فروختن طلا ونقره كه آن را صرف گويند زيادة بر شروط مذكوره قبض در مجلس شرط است پس اگر پيش از آنكه خرنده وفروشنده قبض كنند متفرق شوند باطل است واگر بعضي را قبض كنند