Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 205

Contributors:

P.205
كارى كه مستلزم دنائت باشد به نفس خود كردن بلكه متوجه كار بزرگ بايد شد چون خريدن ملك وبنده وشتر شانزدهم بىفايده در بازار گرديدن هفدهم متوجه كارهاى ظالمان شدن هجدهم امين ساختن شراب خوار را نوزدهم برداشتن متاع به آستين چه آن محل ضايع شدن متاع است بيستم نسبت دادن فايده ونقصان به أصل مايه چنانچه گويد كه أصل مايه من صد دينار است وهر ده دينار را يك دينار مىخواهم بيست ويكم سفر دريا كردن جهت تجارت هر گاه ظن غالب سلامتى باشد يعنى در غير تلاطم أمواج دريا بيست ودوم آنكه بايع اگر ميان مشتريان تفاوت نهد آنكس كه تفاوت جهت أو واقع شده قبول تفاوت كند بيست وسيم بسيار بيكار گرديدن بيست وچهارم تجارت كردن به مالي كه احتمال حرام وحلال داشته باشد چون مال كسى كه ربا خوار باشد يا جهالت حال آن مال بيست وپنجم ديدن غلام وكنيز قيمت خود را در وقت خريدن بيست وششم زينت دادن مال خود را به قصد آنكه جاهلي به آن رغبت كند اما اگر آن عادت أو شده باشد نه به قصد مذكور جايز است واما آن نه امريكه حرامست أول زيادة خريدن وكم فروختن آنچه به كيل ووزن در آيد دوم مغشوش ساختن به چيزى كه ظاهر نباشد سيم زيادة كردن در قيمت متاع بعد از آنكه كسى كه اراده خريدن آن كرده باشد وعازم صيغه گفتن شده باشد تا آنكه بايع پشيمان شود يا كم كردن قيمت آن مثل آنكه در زمان خيار به مشترى گويد كه من مثل اين متاع را به كمتر از آنچه خريده مىدهم تا آنكه مشترى پشيمان شود وبعضي از مجتهدين اين را مكروه مىدانند چهارم تفاوت ميانه نقد ونسيه نهادن در فروختن چيزى پنجم خريدن وفروختن بعد از نداى نماز روز جمعه ششم زيادة كردن در قيمت متاع كسى را كه اراده خريدن نداشته باشد تا آنكه مشترى در خريدن آن حريص شود ودر اين صورت اگر چه بيع صحيح است اما مغبون اختيار فسخ دارد هفتم چهار فرسخ پيش رفتن به قافله جهت خريد وفروخت تا با جماعتى كه عالم به نرخ شهر نباشند معامله كند اما اگر اتفاقي باشد يا بيشتر از چهار فرسخ باشد رفتن جايز است وبعضي از مجتهدين اين را مكروه مىدانند وآيا در اين صورت بيع صحيح است يا نه وهر گاه در آن غبن باشد بايع را دعواي غبن مىرسد يا نه در اينها ميانه مجتهدين خلاف است هشتم نگاهداشتن گندم وجو وخرما ومويز وروغن جهت