تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
يا مندوب يا مباح يا ترك حرام يا مكروه باشد به حسب دين ودنيا ششم آنكه متعلق سوگند فعل مستقبل باشد چه سوگند بر ماضي خوردن صحيح نيست خواه مثبت وخواه منفى ودر آن گناه است وكفاره نيست واگر چه دروغ باشد عمدا چنانچه مذكور شد هفتم آنكه متعلق قسم مقدور باشد پس اگر مقدور نباشد صحيح نيست واگر مقدور باشد وسوگند خورنده از آن عاجز آيد ساقط مىشود مطلب سيم در كفاره دادن ودر آن دو فصل است فصل أول در اقسام كفارات بدان كه كفاره سواي آنچه در محرمات احرام مذكور شد بر بيست وچهار قسم است قسم أول كفاره ظهار است يعنى كسى با زن خود گويد كه پشت تو همچو پشت مادر من است بعد از آنكه اين را بگويد حاكم شرع تا سه ماه أو را مهلت ميدهد آنگاه جبرش مىكند به طلاق دادن يا كفاره دادن ودخول كردن وكفاره آن اين است كه بنده آزاد كند واگر از آن عاجز باشد دو ماه پى در پى روزه دارد واگر از آن عاجز آيد شصت مسكين را طعام دهد هر مسكينى را نيم من گندم به وزن تبريز دوم كفاره كسى كه مؤمني از روى خطا بكشد نيز مثل كفاره ظهار است وبعضي از مجتهدين برآنند كه در كفاره ظهار واجبست كه به برأت از خدا ورسول وأئمة سوگند خورد وخلاف كند وبا عجز از كفاره ظهار كفاره ء يمين بر ولازم مىشود وبعضي از مجتهدين كفاره بريدن يا تراشيدن زن گيسوى خود را در مصيبت وغير مصيبت مثل كفاره ظهار ( 1 ) مىدانند سيم كفاره افطار قضاى ماه رمضان بعد از زوال چه برو واجبست كه ده مسكين را طعام يا جامه دهد واگر از آن عاجز شود سه روز پى در پى روزه دارد چهارم كفاره افطار كردن يك روز ماه رمضان وافطار روزه نذر معين وكفاره آن همان سه چيز است كه در كفاره ظهار گذشت اما در دادن هر يك از آنها مخير است وبعضي از مجتهدين آن را مرتبه ( 2 ) گفته اند يعنى قايل به ترتيب كفاره شده اند وأصح تخيير است وبعضي از مجتهدين در كفاره زنى كه گيسوى خود را در مصيبت بريده باشد نيز حكم به تخيير كرده اند پنجم كفاره خلاف كردن نذر ودر آن ميانه مجتهدين خلاف است أصح آنست كه مثل كفاره افطار ماه رمضان در ترتيب مخير است
هامش
( 1 ) واين فرمايش بعضي از مجتهدين أحوط است صدر دام ظله ( 2 ) واين أحوط است صدر دام ظله العالي