صلوات الله عليهم أجمعين وارد شده از آن جمله منقول است كه شخصي به خدمت حضرت پيغمبر
صلى الله عليه وآله آمد وگفت يا رسول الله من از خانه خود به عزم حج بيت الله بيرون آمده بودم
وچون بدانجا رسيدم وقت حج فوت شده بود ومن مرد غنى ومالدارم پس امر فرما كه مال
خود را در وجهي از وجوه صرف نمايم كه ثواب آن مثل ثواب حج باشد پس حضرت پيغمبر صلى
الله عليه وآله وسلم روى مبارك خود به آن شخص كرد وفرمود كه به كوه ابوقبيس نظر كن اگر آن
كوه تمام طلاى سرخ شود وآن را در راه خدا صرف نمائى ثواب آن به ثواب حج نمىرسد بعد از آن
آن حضرت صلى الله عليه وآله فرمودند كه شخصي كه اراده حج كند چون مهيا ساختن يراق وأسباب
راه حج اشتغال نمايد هر نوبت كه يك چيز از آن أسباب ويراق را كه از زمين بردارد ويا بر زمين
گذارد حق تعالى ده ثواب از براي أو مىنويسد وده گناه أو را مىبخشد وده در چه جاى أو را
در بهشت بلندتر مىسازد وشترى كه آن شخص بر أو سوار است هر بار كه پاشنه از زمين بر
مىدارد يا بر زمين مىگذارد مثل آن ثوابها خداى تعالى از براي آن شخص مىنوسد مطلب
أول در بيان بعضي از آداب حج چون عزم حج جزم شود بايد كه ذمت خود را از حق مردم خلاص
سازد ووصيت كند وچون خواهد كه از منزل خود بيرون آيد عيال وبازماندگان خود را
جمع سازد ودو ركعت نماز سنت بگذارد وبعد از آن اين دعا بخواند اللهم إني استودعك
الساعة نفسي وأهلي ومالي وديني ودنياي وآخرتي وخواتيم عملي اللهم احفظ الشاهد
منا والغائب اللهم احفظنا واحفظ علينا اللهم اجعلنا في جوارك اللهم لا تسلبنا
نعمتك ولا تغير ما بنا من عافيتك وفضلك وبعد از آن وداع عيال وأطفال خود
كند وتحت الحنك بسته عصاي بادام تلخ بدست گرفته از منزل خود بيرون آيد ودر وقت
بيرون آمدن بگويد بسم الله امنت بالله توكلت على الله الله أكبر الله أكبر الله أكبر
وبعد از آن سه نوبت بگويد بالله اخرج وبالله ادخل وعلى الله توكل پس بگويد اللهم افتح لي في
وجهي هذا بخير واختم لي بخير وقني شر كل دابة أنت اخذ بناصيتها ان ربى على
صراط مستقيم وچون از خانه بيرون آيد بر در خانه رو به قبله بايستد وفاتحه وآية الكرسي
يك نوبت پيش رو يك نوبت بر دست راست ويك نوبت بر دست چپ بخواند وبعد از آن اين
دعا بخواند اللهم احفظنى واحفظ ما معي وسلمني وسلم ما معي وبلغنى وبلغ ما معي
ببلاغك الحسن الجميل يا ارحم الراحمين بعد از آن نيت حج كند به اين طريق كه متوجه خانه
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١١١