و ورقى و لامى متفرق گشته .
اين بود تشريح اعصاب دِماغى .
و يكون بها حس الحواس الخمس و حسن بعض الأعضاء و حاصل مىشود به سبب اعصاب دماغى حس حواس پنجگانه و حس ديگر اعضا چنانچه مذكور شد .
و إلى ما ينبت من النخاع و منقسم مىشود عصب به سوى آنچه مىرويد از نخاع يعنى حرام مغز .
و چون از تشريح اعصاب دماغى فارغ شد شروع كرد در تشريح اعصاب نخاعى چنانچه مىگويد : و هو أحد و ثلاثون زوجا و فرد لا زوج له عصب كه از نخاع رسته سى و يك جفت است و يك عصب تنها است كه زوج ندارد و اين عصب آگنده است ، گويا اين عصب آخرين اصل است و ديگر فروع اويند به مثابه تنهء درخت و شاخههاى آن و اعصاب نخاعى به چهار شعبه گفته آيد :
[ فايده در اعصاب نخاعى كه محصور در عنقاند ]
شعبهء اول در اعصاب نخاعى كه محصور در عنقاند
و آن هشت زوج است و هر زوجش جدا جدا ذكر مىشود .
بدان كه زوج نخستين بيرون آمده است از ثقبتين كه در فقرهء اولى واقعاند و در عضلههاى سر پراگنده شده و زوج مذكور خردتر از ديگران است لهذا زوج ثانى جبر نقصان آن كرد اما زوج دوم بيرون آمده است از ثقبتين كه فيما بين فقرهء اول و فقرهء ثانى واقعاند و وى مورب شده صعود به اعلاى فقار كرده است و به قدام منعطف گشته بر طبقهء خارج كه ميان دو گوش است ثبات نموده تا تدارك كند قصور زوج اول را و ايصال حس لمس نسر بيشتر از همين مىشود اما زوج سوم بيرون آمده است از ثقبتين كه فيما بين فقرهء ثانى و ثالثاند و هر فروش دو شاخ شده يك شاخ در عمق عضل عنق كه در آنجا آمده متفرق شده پستر به سوى فقار صاعد گشته و بعد رسيدنش در برابر فقار به اصول آنها منبت مىشود پس از آن به سوى رؤس آنها مرتفع مىگردد و مختلط مىشود با ربطهء غشائيه كه از سناسن تا اين جايگاه روئيده پستر منعطف گشته نفوذ مىكند به طرف هر دو گوش جهت تحريك عضلههاى گوش و شاخ دوم به سوى قدام ميل كرده تا به عضلهء عريضه كه بر كتف است رسيده است و در به دو صعود با اين شاخ عروق و عضلات كه حافظ ويند پيچيده شدهاند جهت تقويت او ليكون أقوى في نفسه .
و شاخ مزبور گاه مختلط مىگردد با عضل صدغين و عضل اذنين در بهائم و انتساب وى بيشتر در عضلههاى خدين است .
اما زوج چهارم بيرون آمده است از ميان فقرهء ثالثه و رابعه و اين نيز دو شاخ همچون زوج سوم دارد و يك شاخ به قدام آمده و ديگرى به خلف رفته و شاخ مقدم صغير است و لهذا زوج خامس به اين آميخته .
و گفتهاند كه از اين شاخ شعبهء مانند نسج عنكبوت برآمده است و بر عروق سباتى ممتد گشته و بر دو شق حجاب منصف صدر گشته به حجاب حاجز رسيده است و شاخ دوم كه كبير است به سوى خلف منعطف شده و در عمق غضل غائر گشته به سوى سناسن بر آمده و شعبهها به سوى عضل كه مشترك است ميان سر و گردن فرستاده پستر به غايت خود رسيده منعطف شده است به قدام و متصل گشته به عضل خد و اذنين در بهائم و گفتهاند كه از اينجا به صلب نيز منحدر شده است .
اما زوج پنجم بيرون آمده است از ميان فقرهء چهارم و پنجم و اين نيز دو شاخ