است
ثالثا ، آنچه را در خصوص ، پارهاى از افراد اين خانواده بدانها پرداخته ، در ساير منابع مربوط به رجال و مشايخ اصفهان نيز به اشارت آورده شده است .
از جمله مرحوم مصلح الدّين مهدوى در خصوص حاج ميرزا هاشم امامجمعه مىنويسد :
« و ديگر حاج ميرزا هاشم امامجمعه ( بدنامكنندهء نكونامى چند ) كه قبرى منفرد دارد ( در بقعه ) ، از رؤساى اصفهان بوه و در زمان او و به واسطهء اعمال او . از رونق امام جمعگى كاسته شد . وى از كسانيست كه بنام دين مرتكب بزرگترين جنايات مىشد و دين را بازيچهء خود قرار داده بوده است . از او حداكثر سوءاستفاده را مىنموده . گويند در اوايل امر بسيار زاهد و عابد بوده و جمعيت كثيره از تمام شهر به نماز او حاضر مىشد لكن در اواخر ، به مناسبت اعمال ناشايسته كه از او و متابعينش سر زده ، احدى به جماعت او حاضر نمىشد ، حتى خدمهء مسجد نيز به دو اقتدا نمىكردند .
( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ ) »
عبد الكريم گزى : رجال اصفهان ( تذكرة القبور ) ، ص 117 .
در خصوص همين شخصيت ، مؤلف مكارم الآثار مىنويسد :
« وى فرزند مير سيد محمد امامجمعه است و خود از جمله علماى اصفهان بود و در آن شهر با كمال استبداد ، رياست ، بلكه فرمانفرمايى مىنمود . . . . بعد از وفات ميرزا محمد على امامجمعه ، امامجمعه اصفهان شد و در نهايت قدرت و استيلا در آن شهر ، حقيقتا به سلطنت پرداخت . از انرو اشخاص ناشايست از تسلط او سوءاستفاده نموده دور او را گرفتند . و او آخرين امامجمعه مستبد اصفهان بود ، و پس از وى كه تقريبا چندان تا تأسيس مشروطه فاصله نداشت . رونق و رياست ظاهرى امامجمعگى اصفهان از بين رفت و آن شهر تا چند سال امامجمعه معنون منصوب از طرف سلطان زمان نداشت . »
مكارم الآثار ، ج 4 ، ص 1378
شرح
( 216 ) - مؤلّف : مير محمّد حسين گفته است :