تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
سال‌ها پسرهاى او حاجى اسماعيل و حاجى هاشم و حاج عبد الباقى ، حاجىهاى اصفهان را به مكّه مىبردند و مىآوردند . ( مؤلف )
شرح
( 221 ) - حتى وقتى كه ميرزا تقى خان امير اتابك با ناصر الدّين شاه و جمعيّت اردو براى سركوبى اشرار آمد و مأمور در خانهء مير سيّد محمّد امام‌جمعه گذاشت براى مطالبهء بيست و هشت هزار تومان ماليات عقب‌افتاده ، و آمير محمّد صادق قنادى نقل نموده كه جهت مطالبهء ماليات چند نفر مأمور هم در منزل من گذارده بودند و مرا صدمه مىزدند . من رفتم منزل مير سيّد محمّد امام‌جمعه به خيال آنكه سفارشى از او براى امير اتابك بگيرم تا مأمورين معترض من نباشند . در منزل مير سيّد محمّد وقتى رسيدم حالت تشدّد مأمورين و اوضاع آنجا را ديدم كه نسبت به امام‌جمعه ، مأمورين بىاحترامى مىكنند . از خيال خود منصرف شده با امام‌جمعه اظهارى نكرده ، خواستم مراجعت كنم . مير سيّد محمّد از من پرسيد : كجا بودى و چه مطلب داشتى ؟ حقيقت را براى او گفتم . در جواب من اظهار داشت قضيهء تو مربوط به كار من نيست يك كاغذ و سفارشى براى اتابك در موضوع كار من و تقاضاى رفع مامور نوشت و به من تأكيد نمود از بردن كاغذ نزد اتابك . من نيز با حالت ترديدى كه داشتم ، كاغذ را بردم و به آدم‌هاى اتابك دادم تا به او برسانند و اتابك بعد از خواندن كاغذ ، مرا خواست و پرسيد چه وقت و در چه حالت امام‌جمعه اين كاغذ را نوشت ؟ من شرح قضيه را براى او نيز به‌درستى بيان كردم . اتابك گفت در جواب چنين شخصى كه با اين حالت خود ، توسط ديگران را مىكند ، مأمور تو را موقوف مىسازم و مرا آسوده ساخت . ( مؤلف ) ( 222 ) - پس از او فرزندش مير سيّد على امامت مسجد شاه را داشته كه آخرين اين سلسله بوده است در امامت مسجد شاه . قبل از هزار و سيصد هجرى در محلّهء پاقلعه مسجدى جهت امامت مير سيّد على از طرف حاج شيخ محمّد باقر با حاج شيخ محمّد تقى نجفى تعمير مىشود و كاملا امامت مسجد شاه مفوّض به نجفىها مىشود . ( مؤلف ) ( 223 ) - ميرزا نور الدّين كه از احفاد ميرزا محمّد تقى مجلسى است ( در سنهء هزار و سيصد و