چندانم از نشاط كه گريان نشستهام * جمع است خاطرم كه پريشان نشستهام
تاراج كرده هرچه مرا بود روزگار * در خانه همچو آينه ، عريان نشستهام
شرح
( 217 ) - مير محمّد مهدى كه سلسلهء امامجمعههاى تهران به او پيوسته مىشود و نخستين كسى كه از اين دودمان در تهران امامجمعه شد همين آقا مير محمّد مهدى است كه او را فتحعلى شاه از اصفهان به تهران خواسته [ بود ] . ( مؤلف )
( 218 ) - [ معتمد الدوله ] روزى علماى شهر را دعوت نمود ، و اظهار كرد دولت درصدد عزل من برآمده است از شماها خواهش مىكنم كه به طهران برويد و هر قدر مخارج مسافرت شماهاست نقد مىدهم و مخارج هريك را جداگانه داد و گفت در آنجا درخواست كنيد كه من را بر حكومت باقى بگذارند . اغلب قبول كردند و رفتند به طهران حتى مير سيّد محمّد . ولى حاجى محمّد جعفر متفطن به قضيه گرديد و متعذر شد و نرفت . هنگام ورود علما به طهران معتمد الدوله كاغذى نوشته بود ، با اولياى امور كه منشاء فتنههاى اصفهان را فرستادم آنجا ، اگر امنيت اصفهان را مىخواهند ، آنها را توقيف در كنيد در همانجا و متوقف شدند . ( مؤلف )
( 219 ) - حاجى محمّد چاووش هميشه يك طرف عمامهء خود را يشماق بغدادى مىپيچيده و يك طرف عمامهء او بيرون بوده است براى نشانهء خودش و يك بيرق كه چند ذرع پارچه بوده است سر دوش مىگرفته و سواره در كوچهها مىگشته است . به علاوه در مواقعى كه مىخواسته است ، زوّار به عتبات حركت دهد چند جفت كجاوه و پالگى هم روى قاطرها گذارده از عقب خود در بازارها و كوچهها مىگشته است ، تا مردم از ديدن [ اين ] وضع به شوق زيارت بيايند ، وقتى كه چندصد نفر مهيّا مىشدهاند تدارك مال و وسائل حركت آنها را در مقابل يك مبلغى عهدهدار مىشده است و به اين وضع به زيارت مىبرد و مىآورد و گذران ساليانه او از اين راه مىشد . ( مؤلف )
( 220 ) - حاج محمّد چاووش بعد از اين واقعه مورد توجّه مير سيّد محمّد شد و بهعنوان چاوش و زوّاركشى مدتها زوّار اصفهان را به كربلا و نجف مىبرد و اگر تجاوزى به زوارى در بين راه مىكرد از بركت امامجمعه ، محفوظ از هر پرسش و مجازاتى بود . پس از او نيز