بود و گفتگو مىكرد نزديك ظهر مىشد به نوكرهاى خود كه قبلا دستور داده بوده است ناهار خبر مىكند ، برحسب معمول آنوقت خوانچه زيادى فورى به دفتر مىآورند كه باعث عبرت اهل دفتر مىشود ، و پس از صرف ناهار و هركسى را به اندازهء خود سير ساختن . حاج ميرزا محمّد ، مستوفى اصفهان كه مدعى و طرف او بوده است در حساب و استنكاف از امضا مفاصا داشته ، در چنين مجلس عمومى به زمين مىزند و از بغلش مهر او را بيرون كشيده دفتر مفاصا را به دست خود مهر مىكند ، با وجود چنين تهوّر و جسارت از اثر ارتشاى درباريان ناصرى ، احدى متعرض او نمىگردد . حتى وقتى شكايت واقعه را بعضى نزد ناصر الدّين شاه مىبرند و تظلم مىكنند ، خود او هم به سبب پيشكشها كه ظلّ السلطان قبلا به او داده بود بهطور سهلانگارى اين واقعه را تلقى مىكند . ( مؤلف )
شرح
( 184 ) - چنانچه ملاحظه مىگردد ، احوال حاج ميرزا باقر خان فاطمى ، به قلم يكى از آشنايان وى به رشته تحرير كشيده شده و بنا به درخواست مرحوم جناب جهت ايشان ارسال گرديده كه البتّه ، مؤلّف محترم ، اين شرح حال را مختصر نموده و در اصل دستنوشتهها آورده ، ليكن مصحح ، به دليل مفصلتر بودن ، اصل نامه را سند قرار داده است .
اما در خصوص وفات و محل دفن حاج ميرزا باقر خان فاطمى مرحوم جناب مىنويسد :
« وفات ميرزا باقر خان فاطمى شب شنبه ، پنجم رجب يك هزار و سيصد و چهل و هشت ، مطابق با شانزدهم آذرماه يك هزار و سيصد و هشت بعد از چند سال مرض ريوى .
در جنب مقبرهء صاحب بن عبّاد ، نزديك منزل نشيمنى خود [ به خاك سپرده شد ] . چندين سال جلوتر ، قبر و عمارتى مخصوص به مقابر خانواده خود تدارك كرده بود [ كه در همان جا ] مدفون شد . [ ولى ] پس از چند روز ، جنازهء او را حمل به اماكن متبركه نمودند . [ وى ] متجاوز از يك كرور تومان مخلّف گذارد . رضوان اللّه عليه .
( 185 ) - اين نسبت را صاحب " روضات الجنات " داده ، ليكن چون وفات شيخ محمّد حسن صاحب جواهر در هزار و دويست و شصت و اند مىباشد ، بعيد است دختر شخص متوفّى در هزار و صد و سى و اند مادر او بشود ، چنانچه سايرين نوشتهاند . مادر صاحب