ليك نوشاعران اصفاهان * نغمهء تيزشان هميون است
بالاخره عبد العال هميون را به سبب هجوهاى ركيك و قبيحى كه از بزرگان مىگفته ، شب در جامهء خواب بكشتند . از اوست : « * »
رند خرابات ، جا گرفته به مسجد * ليك چو آهوى وحشىاى كه به دام است
و نيز :
اسبى است مرمرا كه ز اسراف جوع آن * قدر و بها رسانده به مشك و عبيرگاه
همچون سگ گرسنه مرا بر درد شكم * گر بگذرد به غفلتم اندر خميرگاه
يارى اصفهانى ( شاعر )
از متأخرين " مجمع الفصحاء " . اسمش ميرزا محمّد حسين . چندى به منادمت امراى زنديّه گذرانيده مردى خوشحالت بوده ، در سنهء هزار و دويست و پانزده وفات كرده . از اوست : « * * »
همدم است اين دم ، بت سيمين تنم * آسمان گويا نمىداند منم
و نيز :
همىگويى غمش در دل نهان دار * نصيحت گر نمىگويى دلت كو ؟
و نيز :
گفتى كه بگويمت كه چون است دلم * خون از ستمِ سپهرِ دون است دلم
هامش
( * ) ر . ك : مكارم الآثار ، ج 3 ، ص 870 و نيز مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 3 ، ص 1203 .
( * * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 3 ، ص 1203 .