تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
گو از سر هر دو كون برخيز * هركس كه ميان ما نشيند چون در همه جا به‌جز تو كس نيست * در صومعه كس چرا نشنيد ؟

شيخ على يزدى مدرّس

برحسب صورتى كه خود ايشان نوشته‌اند : « مسقط الرأس دار العبّاد يزد . در عام يك‌هزار و دويست و هفتاد و هشت هجرى و پس از هفت‌سالگى در مكاتيب مشغول تعلّم كلام اللّه و فارسيّات ، تا سنّ [ دوازده‌سالگى ] شروع در تحصيل عربيّه از نحو و صرف و منطق و معانى بيان ، تا اوان بلوغ كه وارد در تدريس اصول و فقه شده و تا در سنه يك‌هزار و سيصد و ده هجرى از وطن مذكور مهاجرت به دار السلطنه اصفهان نموده و در حوزهء علميّهء آقا شيخ مرتضى ريزى اصفهانى ، حاضر شده براى تكميل فقه و اصول به‌عنوان خارج در مدّت سه چهار سال . و من بعد در سال يك‌هزار و سيصد و چهارده تأهّل اختيار نموده و در اندك‌زمانى كثرت عيال و اختلال امر مئونه 214 موجب تشويش خاطر گرديده و انصراف از امر تحصيل قهرا حاصل شده ، ولى براى صارف از هجوم خيالات موحشه فىالجمله اشتغالى به تدريس سطوح در مدرسه صدريّه از مغنى و مطوّل و حاشيه ملّا عبد اللّه و معالم و شرح لمعه و قوانين داشته ، و متدرجا چون ميل و رغبت طلّاب را در حضور مجلس تدريس كامل ديده موجب تشويق شده و تاكنون كه سنهء يك هزار و سيصد و چهل و پنج است اشتغال به تدريس سطوح مزبوره داشته ، با نهايت افسردگى از جهت معوّق بودن امر معاش و عثمان‌مآبى مدعيّين رياست روحانيّه كه وظيفه آن‌ها تفقّد از احوال امثال احقر بود و به كلّى به‌هيچ‌وجه توجّهى نداشته و اقل هم به فضل اللّه و عونه تاكنون به همين حالت