فاسقى بودى به وقت دسترس * پارسا گشتى چو گشتى مفلسى
وقتى گرفتار دست قدرت ملك ملاحده شد به موجب امر او تفسيرى بر قرآن نوشت و آيات را موافق عقايد ملاحده تأويل نمود ، چنانچه خواجه نصير الدّين طوسى هم با همين اجبار رسالهاى به اسم سير و سلوك در اثبات مذهب ملاحده اسماعيليه و اينكه بر هر انسانى لازم است يك نفر از جنس خود را بزرگ دانسته كه شايسته باشد و او را پرستش كند ؛ بارى تفسير علوى منتشر شد و فقهاى زمان ، او را تكفير نمودند خصوصا با وصف اينكه مذهب شيعه داشته بيشتر بر ضدّيت او كوشيدند . وقتى از حبس ملاحده خارج شد در هر شهرى عبور كرد مردم را تشنه خون خود و مريدان خود ديد . اين شد كه از راه ناچارى در غار يمگان بدخشان ، سالهاى آخر عمر خود اقامت نمود و در همانجا وفات كرد .
ناصر ( عارف شاعر )
اسمش ميرزا محمّد على مشهور به گلكار بوده . درويش ناصر على شاه لقب داشته . از مريدان نور على شاه است و مجذوب شده . در تمام عمر بهجز شلوارى نپوشيده ، اغلب اوقات خارج شهرستان زندگى مىكرده است . صاحب كرامات عاليه بوده ، حاج محمّد حسين اصفهانى بعد از وفاتش تكفينش كرد .
از اوست :
خراباتى كه رندان را مقام است * برو صوفى كه خامان را حرام است « * »
هامش
( * ) ر . ك : رياض العارفين ، ص 598 .