تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

ملّا حسن نايينى

از اهل آرند يكى از دهات نايين بوده است . در ابتداى عمر شبانى مىكرده تا وقتى برحسب اتّفاق به حاجى محمّد حسن نايينى برمىخورد كه او را ارشاد و راهنمايى مىنمايد به تحصيل علم و تكميل نفس ، و هم او را هدايت مىكند نزد حسين عليشاه كه نزد حسين عليشاه تكميل شد . ملّا حسن مدّت شصت سال در يكى از حجره‌هاى فوقانى « * » مدرسهء نيم‌آورد اصفهان كه هنوز معروف است آن حجره به همين اسم ، سكونت داشته [ است ] . وجه معاش او منحصر بوده به اينكه ايّام حصاد چند روزى در كشت‌خوانات اطراف شهر خوشه‌چينى مىكرده و هرروزى يك من نيم‌جو به دست آورده ذخيره مىساخته تا در ساير ايّام سال روزى دوسه سير آن را با سنگ يا چوب خرد نموده در ديزى گلى با آب و نمك طبخ داده ، تناول مىنموده . در زمستان و تابستان هيچ‌وقت زيرانداز نداشته ، دفع سرماى خود را با لحاف مندرسى كه از رو و آستر كمى باقيمانده بود ، مىنموده . هيچ‌وقت چراغ روشن نكرده ، در منزل خود ، شستشوى بدن خود را با آب سرد مىنموده ليكن ديربه‌دير چرك از بدن خود پاك مىساخت . نادرا از حجرهء خود خارج مىشد ، وقتى آب قليان خود را مىريخت تا مدّتى بوى آن در مدرسه پراكنده بود ، ازبس طول كشيده بود . گويند حاجى كلباسى نسبت به او بدبين بوده است ، تا اتّفاقا وقتى درب مدرسهء نيم‌آورد با او تصادف كرده به او توبيخ و ملامت مىكند ، ملّا حسن در جواب ملامت حاجى سخنى مىگويد كه دلالت داشته بر مطلبى از اسرار مكنونه و وقايع مخفيهء حاجى . حاجى كلباسى در اين وقت منقلب مىگردد و اظهار
هامش
( * ) سمت راست دالان ( مؤلف )
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 565 | مير سيد على جناب