تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
دُم و جلب ميل شاه معلوم است . اسباب كدورت خاطر شاه از مير عماد ابتدائا همان تخلّف توهين‌آميزى بود كه نسبت به شاه ، از مير عماد صادر شد در نوشتن شاهنامهء فردوسى . ديگر آنكه ملّا على رضاى عبّاسى كه براى نوشتن شاهنامه خواسته شده بود و كينه‌ورزى شاه نسبت به مير هم به او سرايت كرده بود ، نداشتن پايه و مايه‌اى مانند مير در عالم همكارى ، مزيد حسادت او گرديده در مصاحبت شبانه‌روزى كه با شاه‌عبّاس داشت از دسيسه و نمامى فروگذار نمىكرد كه مير عماد غيابا نسبت به شاه بىاحترامى مىكند . بالاتر از اين‌ها اين بود كه هروقت مير به حضور شاه مىرسيد و شاه او را به‌طور كنايه تهديد مىكرد ، مير صراحتا جواب مىداد و پرخاش مىكرد و در محضر آخرى به شاه گفته بود :
ما نداريم از رضاى حق گله * عار نايد شير را از سلسله
پس از قتل مير ، مدّتى يارانش مخفى بودند تا پس از سه چهار ماه كه آشكار شد كسى با غير مير ، كارى نداشته و ندارد . مير ابراهيم فرزندش و ميررشيدا خواهرزاده او از خوف و پنهانى بيرون آمدند و يارانش ، ظاهر شدند . شاگردان و خويشان مير ، جماعتى بودند كه به خوش‌نويسى و استادى در خط و شعر شهرت داشتند .

مير فاضل هندى

در علم طب و علوم غريبه ربطى داشته . اصلا اهل هندوستان . بعضى نوشته‌اند كه سلسله نسب او به بيست و يك واسطه به حضرت موسى كاظم ( ع ) مىرسد و حال آنكه عدّه‌اى ، سالى را كه براى انساب تخمين زده‌اند ، هر سه نفر را يك‌صد سال معيّن نموده‌اند . و بنابراين سيّد بايستى با سى و چند واسطه متصل