به تخت نشانيد ، و بااينكه در فلسفه ، شخص اوّل آنوقت بوده است - چه ، آخوند ملا صدرا از شيراز جهت تحصيل فلسفه ، نزد او آمده است و در اوّل شرح اصول كافى در روايت اخبار كافى ، بعد از تمجيد زياد ، مير را استاد معقول ، و شيخ بهايى را استاد منقول تعبير مىكنند - جهت بسيارى ملازمت در سفر و حضر شاه ، كمتر كسى از او استفاده مىكرده است ، بلكه اتّفاقا از كتب و رسائل تأليفيه 188 او هم بعد از او كسى استفاده نكرده است و تأليفات او مانند قبسات ، صراط المستقيم ، ايقاظات ، افق المبين ، رواشح سماويه ، خلسة الملكوت ، جَذوات ، تقويم الايمان ، نبراس الضياء [ فى معنى البداء ] و غيره . چنانچه از غالب رسائل و كتب شاگرد ظاهرى او - آخوند ملّا صدراى شيرازى - استفاده مىشود ، زيرا همه را با عبارات غير مأنوسه و لغات غيرعاديه و به سطور اختصار نوشته است ، نه مانند كتب شيخ بهايى كه مبتدى مىخواند . و فايده از آنها مىبرد ، نه منتهى احتياج به آنها دارد ، چون كتب ملا صدرا . ملّا محمّد تقى مجلسى در شرح مشيخهء كتاب فقيه كه تمجيد استاد خود ، ملّا عبد اللّه شوشترى صاحب دو مدرسهء اصفهان را نوشته است ، مىگويد :
انتشار فقه و حديث از ايشان شده اگرچه غير از ايشان هم در اصفهان بودهاند - مقصود مير و شيخ بهايى است - ولى كار زياد داشتند و زمان تدريس آنها كم بوده است . به خلاف مولى عبد اللّه كه بعد از گريختن از كربلا در مدّت چهارده سال توقّف اصفهان بااينكه وقتى وارد اصفهان شد كليّهء محصّلين داخلى و خارجى در اصفهان پنجاه نفر نبودند ، موقع وفاتش به هزار نفر رسيده بود انتهى .
مير ، تلاوت كلام مجيد بسيار مىكرده است ، صاحب " حدايق المقرّبين " نوشته است كه سر شبى پانزده جزو قرآن تلاوت مىكرده است . ملّا اسماعيل خواجويى مىنويسد چهل سال پهلو به رختخواب نگذارده ، از زمان تكليف تا
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٥٣٣