تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
عبّاسى . ديوان رسايلى هم داشته . با شعراى زمان خود محاورات نيكو مىكرده . كه در كتب تواريخ ضبط است ، و در سنهء دويست و چهل و شش وفات نمود .

مولى

اسمش آقا عبد المولى در زمان سلطان حسين ، آذر نوشته [ كه ] پا به دايرهء نظم گذاشته و به علوم رسمى مربوط و اكثر خطوط را نيكو مىنوشته . در قريهء سيچان از اعمال اصفهان ، منزوى . شعر هم مىگفته . در سنهء هزار و صد و شصت و دو وفات نمود . از اوست :
شب‌ها در آب و آتشم از اشك و آه خويش * درمانده‌ام چو شمع به روز سياه خويش

مونس ( شاعر )

از متأخّرين " مجمع الفصحاء " . اسمش ميرزا محمّد ، مردى سودايى بوده از سفر هندوستان به اصفهان بازگشته ، ماليخوليا بر وى مستولى شده بود . « * » از اوست :
ز اشتياق تو خون شد دل و ز ديده برون شد * چه شد كه ديده تو را ديد و دل كشيد غرامت ؟
و نيز :
گريهء من به جهان هيچ بنايى نگذاشت * كه كسى سر نهد از عشق تو ، بر ديوارش
هامش
( * ) ر . ك : مجمع الفصحاء ، ج 2 ب 2 ص 934