امشب از وجد نگنجد به تن غمزده ، جان * گوييا دل به وصال تو گمانى دارد
حذر از ترك نگاهت چه كنم گر نكنم * ز آنكه مست است و به كف تير و كمانى دارد
هركه بر چشم من از هجر رخت كرد نگاه * گفت اين چشمه عجب آب روانى دارد
موحّد
اسمش ملّا شفيعا . از علماى عارفين بوده . اجدادش از طالقان به اصفهان آمده ساكن شدند . پس از تحصيل علوم ، آذر نوشته ، به دست ملّا حسين وارد در عرفان شده و رياضات عظيمه كشيده ، با آذر دوستى داشته . بعد از هشتاد سال عبادت و رياضت در اصفهان فوت شد . شعر هم مىگفته از اوست :
گفتا كه مگوى راز عشقم به كسى * من با كه نگويم ، همهكس مىداند
شيخ محمّد على مؤذّن
اصفهانى از سلسلهء ذهبيه . گويند كه چون سيّد عبد اللّه برزشآبادى از ارادت با نوربخش سرپيچيد سيّد نوربخش فرمود : " ذهب عبد اللّه " ، و پس از آن سالكان طريقه عبد اللّه [ را ] " ذهبى " ناميدند . معاصر شاهعبّاس صفوى بوده [ است ] .
موسى بن عبد الملك اصفهانى
ابو عمران موسى صاحب ديوان خارج بوده و از جمله رؤسا و فضلاى نويسندگان معروف است . خلفاى عباسيه را خدمت نموده تا زمان متوكّل