منشى
اسمش ميرزا حسن از سادات محلهء يزدآباد اصفهان است و داراى منصب .
وقايع بلاد [ را به صورت ] غزل و قصيده نيكو سروده . در ميان ارباب قلم به سرعتنويس معروف ، شكسته را خوب نوشته ، از اوست در مدح معتمد الدوله :
اى به رفعت آسمان و اى به حشمت آفتاب * اى به همّت بحركان و وى به بخشايش سحاب
اى سپهر رفعت و كوه وقار و بحر جود * آسمانِ عظم ، اوج حزم ، ميزانِ حساب
بىرضاى تو قضا حكمى ندارد چرخ پير * حكم و فرمان تو را بربسته دست احتساب
خواجه جلال منشى ( شاعر )
اهل اصفهان و معاصر خواجه شمس الدّين محمّد جوينى صاحب ديوان است . در آذربايجان وفات يافته از اوست : « * »
نهيب غمزهء جادو فريب تو كه سحر * هزار شعبده دارد به زير هر ناخن
دراز كرده به آهنگ جان ، ببين انگشت * خضاب كرده به خون جگر ، نگر ناخن
امير نظام الدّين عبد الحيّ منشى اصفهانى
كمالات عاليه داشت و در خوشنويسى معروف بوده . فرزند ميرزا
هامش
( * ) ر . ك . آتشكده . ج 3 ، ص 929 .