اتى الزمان بنوه فى مشيبته * قبرهم و اتيناه على الهرم
حاج ميرزا حسين نورى پس از ذكر حكايت و اين شعر نوشته : و اما ، ما بعد از وفات روزگار آمدهايم كه تركه او هم تقسيم شده است .
يك مقدارى از مجلدات بحار را نوشتهاند كه پس از فوت مجلسى مبيضّه و پاكنويس نشده بوده است . و ميرزا عبد اللّه افندى اجزاى مسوّدات آن را از ورثه او خريده است و مبيّضه نموده ، كه در اوّل آنها مىنويسد كه اين جلد فلان است از بحار تأليف استاد استناد ملا محمّد باقر ، و اين اصطلاح ميرزا عبد اللّه مىباشد از تعبير به مجلسى در ساير كلماتش .
ملّا محمّد باقر داراى وضع مجلل و عمارات عاليه بوده است كه هنوز آثار عمارات او در طرف مسجد جمعه و خصوص باغ و طالار آيينه كه در شمسآباد داشته ، باقى است . و خانواده الماسىها در آن ساكن بودند و در آن محل معروف است و نوكرهاى زيادى با لباسهاى عالى در خدمت او ايستاده بودهاند . سيّد جزايرى مىنويسد وقتى نظر من در آشپزخانه او افتاد ، كنيزان او را ديدم كه داراى لباس از شالهاى ترمه كشميرى بودند . خود او هم داراى لباس ترمه بوده است از عمامه و قبا و شال كمر و عبا . و مراوده و معاشرت و ضيافت را بسيار معمول مىداشته . چنانچه شخص مخصوص جهت ثبت و ضبط اوقات آنها معين داشته كه بعد از نماز جماعت مغرب و عشاء به او يادآورى مىنموده امشب كجا مهمان هستيد ، در هر منزلى هم كه به مهمانى مىرفته ، اطاق مخصوصى جدا از سايرين جهت او مهيّا مىكردهاند تا در آنجا به امر تأليف خود مىپرداخته و براى صرف شام در اطاق عمومى كه تدارك شده بوده است مىگذراند .
اولاد ملا محمد باقر ، چهار پسر بودند كه از آنها خلفى باقى نمانده ، و پنج دختر كه خانواده امامجمعهها و الماسىها و غيره از آنها مىباشند . وفات او در هزار و صد و ده واقع گرديد و مقبره او در جنب قبر پدرش ملّا محمّد تقى