شكستن آن بت برآمد و هنُود همه قسم اقدامى براى جلوگيرى از آن نمودند حتى دادن پول زياد به شخص پادشاه كه بت شكسته نشود و او را از ايران خارج ساخته به هند برند و مفيد نشد و بالاخره بت شكسته شد . يكى از اشخاص ذى علاقه به آن بت ، در آنوقت خود را بهطور اختناق كشت - معلوم است پس از اين قضيه هنود طورى خواهد شد كه نتواند در اصفهان زيستن نمايند و از آنجا قطع علاقه كنند .
تجارت ايران و هندوستان در آن تاريخ هنوز اغلب از راه افغانستان مىشده و ميرويس سرمايهدار افغانى كه تجارت هندوستان و ايران مىكرده ، احتمال قوى مىرود كه با اين تجّار هنود مربوط باشد و اين وقايع براى او هم توليد اشكال و دشمنى كرده است .
در موضوع اهل تصوف كلمات متناقض از ملّا محمّد باقر مجلسى ديده مىشود ، مثل اينكه مير لوحى به ملّا محمّد تقى مجلسى مسلك تصوف را نسبت داده و مايهء توهين و طعن او شمرده . ملّا محمّد باقر مجلسى انكار بليغ در اين نسبت كرده و صوفيّه را داراى عقايد فاسد شمرده با تفصيل . و سيّد جزايرى را از تمام ساختن تأليفات كتاب مقامات النجاة منع نمود ، به سبب آنكه درضمن كتاب ، اشعار عرفانيه و كلمات ذوقيّه درج كرده بود و اين را منافى مصاحبت سيّد جزايرى با خودش تصوّر كرده بود بالعكس ، به موجب آنچه در كتاب طرايق در فصل دوم از جلد اوّل در جواب سؤالى كه از مجلسى نقل مىكند از صوفيه ستايش و مدح شده و تصوف را از خصال بزرگان دانسته [ است ] .
در اوّل زاد المعاد ، كلمهء : " خروش صوفيان صفوت نشان " نوشته ، كه دليل بر مدح آنها است . " روضات " از سيّد جزايرى نقل مىكند كه وقتى با مجلسى مباحثه كردم در خصوص اسباب دنيويه زيادى كه براى خود فراهم ساخته بود و حتى كنيزان مطبخ او لباس ترمه مىپوشيدند و نتيجه از مباحثه گرفته نشد ، در
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٨١