تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
ديو رجيم « * » آنكه بود دزد بيانم * گر دمِ طغيان زد از هجاى صفاهان اهل صفاهان مرا بدى ز چه گويند * من چه بدى كرده‌ام به جاى صفاهان جرم ز شاگرد اين عتاب به استاد * اينت بد استاد اصدقاى اصفاهان
پس از چندى قزل‌ارسلان به اصفهان معاودت نموده مجير الدّين وزير هم همراه او بوده ، جمال الدّين عبد الرزاق از ترس متوارى مىگردد ، بالاخره مجير او را اطمينان داده و او هم عذرخواهى نموده . مجير الدّين بااين‌كه مقامات خاقانى را خوب مىدانسته و مرتبه استادى او مسلم بوده ، در مدح خود اين‌گونه گفته :
پيروزهء آسمان نگينم زيبد * بر توسن روزگار زينم زيبد از خرمن نظم نثر چون خاقانى * بالله كه هزار خوشه‌چينم زيبد
و نسبت به اصفهان مىگويد :
نه اهل صفاهان و نه بدعهديشان * در كار و هنر ، سستى و كم‌جهديشان عيسى دمى اى مجير هان دم دركش * زين قوم كه دجّال بود مهديشان
و شعر نيكوى او اين است :
اى شب چكنم چاره من از بهر خداى * تنهايى و بىكسى و بندى بر پاى گر عمر منى اى شب از اين بيش مپاى * ور جان منى اى نفس صبح درآى
هامش
( * ) مؤلف : مجير را مقلوب كرده رجيم گفته .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 487 | مير سيد على جناب