نزد مردم آن عصر ، حتى سلاطين حتى تاتار ، فوقالعاده محترم بوده به سبب همان حالت انزوا و طريقهء فقرى كه داشته . چنانچه نوشتهاند وقتى كه تاتار ، اصفهان را فتح نمودند و قتل عام كردند با فرار صاحبمنصبان ، دستور حفظ و احترام كمال الدّين داده شده بود كه نوشتهاند ، موقعى كه گرفتار شد و علّتش اين بود كه مردم به تصوّر اينكه تكيه و خانقاه او محترم و محفوظ مىماند ، ذخاير خود را در چاه آن ريخته بودند ، و برحسب اتّفاق يك نفر تاتارى ، آن ذخاير را كشف مىكند ، و تصوّر مىكند كه آنها متعلّق به كمال الدّين مىباشد ، بنابراين او را شكنجه مىكند كه بقيه اموال خود را بروز دهد و آن فقير بينوا در تحت شكنجه همينكه خود را معرفى مىكند كه من كمال الدّين اسماعيل هستم كه شايد خلاص شود ، شخص تاتار متغيّر گشته مىگويد امروز تنها دو هزار نفر را كه گفتند كمال الدّين هستم رها نموديم و معلوم مىشود تمام تدليس بود حتى شخص تو .
گويند - شاردن نقل مىكند - وقتى تاتار خشمناك شد سر او را بريد جسد شد را در بغل گرفته و دويد خود را در چاهى افكند كه همان چاه مدفن او شد ، حاليّه هم محلى كه قبر او است ظاهرا در ورودى او بهطور مدور گنبدوار ساخته شده ، كه مىنمايد اصل قبر ، چاه مانند است . فضاى وسيعى كه صحن و رواق او بوده است ، زمان مير سيّد محمّد امامجمعه به اسرائيلىها فروخته شده و آنها خانه و حمّام و غيره ساختهاند . فقط چند ذرعى اطراف خود قبر باقىمانده است .
اين مرد بزرگوار معلوم مىشود در اصلاح نفاق و دودستگى اهالى اصفهان - برحسب سياست بزرگان ايجاد شده بود ، مثل اينكه سلاطين آققويونلو ( شيعه ) و قراقوينلو ( سنى ) ميانهء آنها نفاق حيدرى طريقه شيعگى ، و نعمتى طريقه سنّىگرى ، در ميان دو قسمت شهر انداختن ، ملكشاه و نظام الملك
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 458
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٥٨