تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
اين شكل دوم عبارت است از سكّه‌هاى يك سلسله از ملوك عصر ديادوخ‌ها ، يعنى خلفاى اسكندر كه در مملكت اصلى هخامنشيان يعنى در فارس نفوذى پيدا كرده و تا زمان اشكانيان حكمرانى مىكردند . نفوذ و استقلال اين سلسله به اندازه‌اى بود كه سكّه به نام خود مىزدند . لقب اين سلسله فراتاكارا يعنى آتش‌پرستان بود . و ازاين‌رو معلوم مىشود روى سكّه فقط همان سر پادشاه را نشان مىدهد ، در پشت سكّه آتشكده كه پادشاه در مقابل او ايستاده نماز مىكند منقوش است ، در روى آتشكده آتش مقدّس سوزان است و بالاى آن خداى بزرگ اهورامزدا در پرواز است . در عقب اين آتشكده يك شكلى ديده مىشود كه از هر حيث هم شبيه به بيرق ايران در خاتم‌كارى بومبئى در خصوص جنگ ايسوس است و هم شباهت تامه به درفش كاويانى كه فردوسى وصف كرده است دارد ، و همچنين آن اخترى كه فريدون با جواهر زينت داده و بر روى چرم پاره‌اى بيرق نصب كرده بوده است به‌طور وضوح نمايان است ، چنان‌كه از تصوير ذيل به خوبى پيداست . 161 از توافق اين سه ماخذ يعنى خاتم‌كارى بومبئى و سكّه‌هاى خلفاى اسكندر و وصف شاهنامه كه از منابع خيلى قديم در دست است ، تقريبا درست معلوم مىشود كه درفش كاويانى چه شكلى داشته است . درفش مزبور عبارت بود از يك قطعه چرم پاره‌اى مربعى كه بر بالاى يك نيزه نصب شده و نوك نيزه از پشت آن از طرف بالا پيدا بوده و بر روى چرم كه مزيّن به حرير و گوهر بود ، شكل يك ستاره‌اى بود مركب از چهار پره و در مركز آن دايره كوچكى و همچنين در فوق آن نيز دايرهء كوچكى كه قريب‌به‌يقين همان است كه فردوسى از آن به اختر كاويانى تعبير مىكند ، از طرف تحتانى چرم چهار ريشه به رنگ‌هاى مختلف سرخ و زرد و بنفش آويخته بوده . و نوك اين ريشه‌ها مزيّن به جواهرات
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 437 | مير سيد على جناب